167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • خمش کن ختم کن اي دل چو ديدي
    که آن خوبي نمي گنجد در القاب
  • شب ما روز آن استارگان ست
    که درتابيد در ديدار امشب
  • اي در غم تو به سوز و يارب
    بگريسته آسمان همه شب
  • دام شب آمد جان هاي خلايق بربود
    چون دل مرغ در آن دام طپيدم همه شب
  • هله صدر و بدر عالم منشين مخسب امشب
    که براق بر در آمد فاذا فرغت فانصب
  • نفسي فلک نيايد دو هزار در گشايد
    چو امير خاص اقرا به دعا گشايد آن لب
  • در هوايت بي قرارم روز و شب
    سر ز پايت برندارم روز و شب
  • تا نيابم آن چه در مغز منست
    يک زماني سر نخارم روز و شب
  • نير اعظم بدان شد آفتاب
    کو در آتش خانه دارد بي لغوب
  • هم ز حق رستيم اول در جهان
    هم بدو وا مي رويم از انقلاب
  • بانگ ما همچون جرس در کاروان
    يا چو رعدي وقت سيران سحاب
  • خوش کمانچه مي کشد کان تير او
    در دل عشاق دارد اضطراب
  • شاه در شهرست بهر جغد من
    کي گذارم شهر و کي گيرم خراب
  • تا روز دلبر ما اندر برست چون دل
    دستش به مهر ما را در گردنست امشب
  • بگشاي دست دل را تا پاي عشق کوبد
    کان زار ترس ديده در مأمنست امشب
  • بر روي چون زر من اي بخت بوسه مي ده
    کاين زر گازديده در معدنست امشب
  • والله که خواب امشب بر من حرام باشد
    کاين جان چو مرغ آبي در کوثرست امشب
  • برخوردم از زمانه چو او خورد مر مرا
    در بحر عذب رفتم و وارستم از عذاب
  • درياي عشق را دل من ديد ناگهان
    از من بجست در وي و گفتا مرا بياب
  • در آتشي بدمي شعله ها برافزود
    بجز غبار نخيزد چو دردمي به تراب
  • بنگر آخر که بي قرار شدست
    چشم در چشم خانه چون سيماب
  • چشم در عين و غين افتادست
    کار بگذشت از سؤال و جواب
  • شير بگفت مر مرا نادره آهوي برو
    در پي من چه مي دوي تيز که بردرانمت
  • ني که تو شيرزاده اي در تن آهوي نهان
    من ز حجاب آهوي يک رهه بگذرانمت
  • بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت
    پرباد چرا نبود سرمست چنين دولت