167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • گر نه تهي باشدي بيشترين جوي ها
    خواجه چرا مي دود تشنه در اين کوي ها
  • با طلب آتشين روي چو آتش ببين
    بر پي دودش برو زود در اين سوي ها
  • در حجب مشک موي روي ببين اه چه روي
    آنک خدايش بشست دور ز روشوي ها
  • سنبله با ياسمين گفت سلام عليک
    گفت عليک السلام در چمن آي اي فتا
  • نرگس در ماجرا چشمک زد سبزه را
    سبزه سخن فهم کرد گفت که فرمان تو را
  • خداي عشق فرستاد تا در او پيچيم
    که نيست لايق پيچش ملک تعالي را
  • بدتنک سد عظيم است در روش ناموس
    حديث بي غرض است اين قبول کن به صفا
  • به گوش جان بشنو از غريو مشتاقان
    هزار غلغله در جو گنبد خضرا
  • چو بر براق سفر کرد در شب معراج
    بيافت مرتبه قاب قوس او ادني
  • که دردميد در آن ني که بود زير زمين
    که گشت مادر شيرين و خسرو حلوا
  • چو گل شکفته شوم در وصال گلرخ خويش
    رسد نسيم بهارم چه خوش بود به خدا
  • امانتي که به نه چرخ در نمي گنجد
    به مستحق بسپارم چه خوش بود به خدا
  • فتاده ديدم دل را خراب در راهش
    ترانه گويان کاين دم چنين فتاد مرا
  • مبر وظيفه رحمت که در فنا افتم
    فغان برآورم آن جا که داد داد مرا
  • کجاست مطرب جان تا ز نعره هاي صلا
    درافکند دم او در هزار سر سودا
  • حلاوتيست در آن آب بحر زخارت
    که شد از او جگر آب را هم استسقا
  • هزار مشک همي خواهم و هزار شکم
    که آب خضر لذيذست و من در استسقا
  • به حق اين دل ويران و حسن معمورت
    خوش است گنج خيالت در اين خرابه ما
  • بپخته است خدا بهر صوفيان حلوا
    که حلقه حلقه نشستند و در ميان حلوا
  • هزار کاسه سر رفت سوي خوان فلک
    چو درفتاد از آن ديگ در دهان حلوا
  • دو ديده باشد پرنم چو در ويست مقيم
    فرات و کوثر آب حيات جان افزا
  • بلا درست و بلادر تو را کند زيرک
    خصوص در يتيمي که هست از آن دريا
  • دهان ببند و امين باش در سخن داري
    که شه کليد خزينه بر امين کشدا
  • شهيد گشته به ظاهر حيات گشته به غيب
    اسير در نظر خصم و خسروي به خل
  • به باغ رنجه مشو در درون عاشق بين
    دمشق و غوطه و گلزارها و نيرب ها