نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
صاحب مروتي ست که جانش دريغ نيست
ليکن گرت بگيرد ماندي
در
ابتلا
گر
در
عسل نشيني تلخت کنند زود
ور با وفا تو جفت شوي گردد آن جفا
زندان شده بهشت ز ناي و ز نوش عشق
قاضي عقل مست
در
آن مسند قضا
در
عيدگاه وصل برآمد خطيب عشق
با ذوالفقار و گفت مر آن شاه را ثنا
مي خواست سينه اش که سنايي دهد به چرخ
سيناي سينه اش بنگنجيد
در
سما
از راه روغناس شده آب آتشي
آتش شده ز عشق هوا هم
در
اين فضا
آري خداي نيست وليکن خداي را
اين سنتي ست رفته
در
اسرار کبريا
مجموع چون نباشم
در
راه پس ز من
مجموع چون شوند رفيقان باوفا
ديوارهاي خانه چو مجموع شد به نظم
آن گاه اهل خانه
در
او جمع شد دلا
آمد بهار خرم آمد نگار ما
چون صد هزار تنگ شکر
در
کنار ما
پاينده باش اي مه و پاينده عمر باش
در
بيشه جهان ز براي شکار ما
شد ماه
در
گدازش سوداش همچو ما
شد آفتاب از رخ او يادگار ما
آب چو خاکي بده باد
در
آتش شده
عشق به هم برزده خيمه اين چار را
عشق که چادرکشان
در
پي آن سرخوشان
بر فلک بي نشان نور دهد نار را
حلقه اين
در
مزن لاف قلندر مزن
مرغ نه اي پر مزن قير مگو قار را
پيش ز نفي وجود خانه خمار بود
قبله خود ساز زود آن
در
و ديوار را
زنده نديدي که تا مرده نمايد تو را
چند کشي
در
کنار صورت گرمابه را
هر طرفي صف زده مردم و ديو و دده
ليک
در
اين ميکده پاي ندارند پا
از کرمت من به ناز مي نگرم
در
بقا
کي بفريبد شها دولت فاني مرا
در
رکعات نماز هست خيال تو شه
واجب و لازم چنانک سبع مثاني مرا
در
گنه کافران رحم و شفاعت تو راست
مهتري و سروري سنگ دلاني مرا
عمر ابد پيش من هست زمان وصال
زانک نگنجد
در
او هيچ زماني مرا
بيست هزار آرزو بود مرا پيش از اين
در
هوسش خود نماند هيچ اماني مرا
چونک ببارد مرا ياوه ندارد مرا
در
کف صد گون نبات بازگذارد مرا
اي
در
ما را زده شمع سرايي درآ
خانه دل آن توست خانه خدايي درآ
صفحه قبل
1
...
4854
4855
4856
4857
4858
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن