نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
چون همي گنجد جهاني زير طين
چون بگنجد آسماني
در
زمين
در
هواي غيب مرغي مي پرد
سايه او بر زميني مي زند
کو همان جا که اميد مرد و زن
مي رود
در
وقت اندوه و حزن
جزر و مدش بد به بحري
در
زبد
منتهي شد جزر و باقي ماند مد
حق کشيدت ماندم
در
کش مکش
مي روم نوميد اي خاک تو خوش
همتي مي دار
در
پر حسرتت
اي همايون روي و دست و همتت
آمدم بر چشمه و اصل عيون
يافتم
در
وي به جاي آب خون
نقش ها گر بي خبر گر با خبر
در
کف نقاش باشد محتصر
دم به دم
در
صفحه انديشه شان
ثبت و محوي مي کند آن بي نشان
چوب
در
دست دروگر معتکف
ورنه چون گردد بريده و مؤتلف
هر دمي پر مي شوي تي مي شوي
پس بدانک
در
کف صنع ويي
بود اميري را يکي اسپي گزين
در
گله سلطان نبودش يک قرين
او سواره گشت
در
موکب به گاه
ناگهان ديد اسپ را خوارزمشاه
اي رخ شاهان بر من بيذقي
نيم اسپم
در
ربايد بي حقي
فاتحه خواند و بسي لا حول کرد
فاتحه ش
در
سينه مي افزود درد
زانک او را فاتحه خود مي کشيد
فاتحه
در
جر و دفع آمد وحيد
چست آن جاذب نهان اندر نهان
در
جهان تابيده از ديگر جهان
هم چو آتش
در
رسيدند آن گروه
هم چو پشمي گشت امير هم چو کوه
بي طمع بود او اصيل و پارسا
رايض و شب خيز و حاتم
در
سخا
بس همايون راي و با تدبير و راد
آزموده راي او
در
هر مراد
آن عمادالملک گريان چشم مال
پيش سلطان
در
دويد آشفته حال
ليک اغلب هوش ها
در
افتکار
هم چو خفاشند ظلمت دوستدار
در
شب ار خفاش کرمي مي خورد
کرم را خورشيد جان مي پرورد
در
شب ار خفاش از کرميست مست
کرم از خورشيد جنبنده شدست
گر به شب جويد چو خفاش او نمو
در
ادب خورشيد مالد گوش او
صفحه قبل
1
...
4834
4835
4836
4837
4838
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن