نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
از شتاب او و فحش اجتهاد
غلغل و تشويش
در
ترمد فتاد
وهم مي افزود زين فرهنگ او
جمله
در
تشويش گشته دنگ او
تا که باز آيد به من عقلم دمي
که فتادم
در
عجايب عالمي
آن چنان خندانش کردي
در
نشست
که گرفتي شه شکم را با دو دست
که ز زور خنده خوي کردي تنش
رو
در
افتادي ز خنده کردنش
وهم
در
وهم و خيال اندر خيال
شاه را تا خود چه آيد از نکال
اين شه ترمد ازو
در
وهم بود
وز فن دلقک خود آن وهمش فزود
گفت من
در
ده شنيدم آنک شاه
زد منادي بر سر هر شاه راه
که کسي خواهم که تازد
در
سه روز
تا سمرقند و دهم او را کنوز
گفت شه لعنت برين زوديت باد
که دو صد تشويش
در
شهر اوفتاد
هم چو اين خامان با طبل و علم
که الاقانيم
در
فقر و عدم
هم ز خود سالک شده واصل شده
محفلي واکرده
در
دعوي کده
صد نشانست از سرار و از جهار
ليک بس کن پرده زين
در
بر مدار
گفت دلقک با فغان و با خروش
صاحبا
در
خون اين مسکين مکوش
بس گمان و وهم آيد
در
ضمير
کان نباشد حق و صادق اي امير
کذب چون خس باشد و دل چون دهان
خس نگردد
در
دهان هرگز نهان
شهوت کاذب شتابد
در
طعام
خوف فوت ذوق هست آن خود سقام
گفت شه نيکوست خير و موقعش
ليک چون خيري کني
در
موضعش
در
شريعت هم عطا هم زجر هست
شاه را صدر و فرس را درگه است
عدل چه بود وضع اندر موضعش
ظلم چه بود وضع
در
ناموقعش
اي بسا زجري که بر مسکين رود
در
ثواب از نان و حلوا به بود
سيليي
در
وقت بر مسکين بزن
که رهاند آنش از گردن زدن
زخم
در
معني فتد از خوي بد
چوب بر گرد اوفتد نه بر نمد
شق بايد ريش را مرهم کني
چرک را
در
ريش مستحکم کني
تا خورد مر گوشت را
در
زير آن
نيم سودي باشد و پنجه زيان
صفحه قبل
1
...
4828
4829
4830
4831
4832
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن