نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
گر دري بر بسته شد ده
در
گشاد
گر قجي شد حق عوض اشتر بداد
کس نداند مکر او الا خدا
در
خدا بگريز و وا ره زان دغا
مرغ گفتش خواجه
در
خلوت مه ايست
دين احمد را ترهب نيک نيست
از ترهب نهي کردست آن رسول
بدعتي چون
در
گرفتي اي فضول
جمعه شرطست و جماعت
در
نماز
امر معروف و ز منکر احتراز
چون نباشد قوتي پرهيز به
در
فرار لا يطاق آسان بجه
آنک سنت يا جماعت ترک کرد
در
چنين مسبع نه خون خويش خورد
هست سنت ره جماعت چون رفيق
بي ره و بي يار افتي
در
مضيق
در
ره اين ترس امتحانهاي نفوس
هم چو پرويزن به تمييز سبوس
آنک تنها
در
رهي او خوش رود
با رفيقان سير او صدتو شود
با غليظي خر ز ياران اي فقير
در
نشاط آيد شود قوت پذير
هر يکي ديوار اگر باشد جدا
سقف چون باشد معلق
در
هوا
مرغ پس
در
خود فرو رفت آن زمان
توسنش سر بستد از جذب عنان
بعد
در
ماندن چه افسوس و چه آه
پيش از آن بايست اين دود سياه
گفت اگر
در
جنگ کم بودت اميد
نعره اي زن کاي کريمان برجهيد
زير دست تو سرم را راحتيست
دست تو
در
شکربخشي آيتيست
خوابها بيزار شد از چشم من
در
غمت اي رشک سرو و ياسمن
گر نيم لايق چه باشد گر دمي
ناسزايي را بپرسي
در
غمي
خاک گرگين را کرم آسيب کرد
ده گهر از نور حس
در
جيب کرد
در
حيا پنهان شدم هم چون سجاف
ناگهان بجهم ازين زير لحاف
جز که تسليم و رضا کو چاره اي
در
کف شير نري خون خواره اي
که بيا من باش يا هم خوي من
تا ببيني
در
تجلي روي من
وان يکي بي کار و رو
در
لامکان
که از آن سو داديش تو قوت جان
سالها
در
بند وصل ماه خود
شاهمات و مات شاهنشاه خود
در
فلان حجره نشين تا نيم شب
تا بيايم نيم شب من بي طلب
صفحه قبل
1
...
4814
4815
4816
4817
4818
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن