نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
من بمانم
در
زبان اين عرب
پش ايشان خوار گردم زين سبب
اين تردد هست
در
دل چون وغا
کين بود به يا که آن حال مرا
صد هزاران سال بودم
در
مطار
هم چو ذرات هوا بي اختيار
گر فراموشم شدست آن وقت و حال
يادگارم هست
در
خواب ارتحال
مي رهم زين چارميخ چارشاخ
مي جهم
در
مسرح جان زين مناخ
جمله عالم ز اختيار و هست خود
مي گريزد
در
سر سرمست خود
مي گريزند از خودي
در
بيخودي
يا به مستي يا به شغل اي مهتدي
هيچ کس را تا نگردد او فنا
نيست ره
در
بارگاه کبريا
پوستين و چارق آمد از نياز
در
طريق عشق محراب اياز
سلسله زرين بديد و غره گشت
ماند
در
سوراخ چاهي جان ز دشت
پروريدش از طفوليت به ناز
در
کنار لطف آن اکرام ساز
عقل مي گفتي که رنجش از دلست
داروي تن
در
غم دل باطلست
آن غلامک دم نزد از حال خويش
کز چه مي آيد برو
در
سينه نيش
گفت خاتون را شبي شوهر که تو
باز پرسش
در
خلا از حال او
چونک خاتون
در
گوش اين کلام
روز ديگر رفت نزديک غلام
تا به روز آن هندوک را مي فشارد
چون بود
در
پيش سگ انبان آرد
رفت
در
حمام او رنجور جان
کون دريده هم چو دلق تونيان
آمد از حمام
در
گردک فسوس
پيش او بنشست دختر چون عروس
ساعتي
در
وي نظر کرد از عناد
آنگهان با هر دو دستش ده بداد
مي نمايد
در
نظر از دور آب
چون روي نزديک باشد آن سراب
صبر کن کالصبر مفتاح الفرج
تا نيفتي چون فرج
در
صد حرج
چون بپيوستي بدان اي زينهار
چند نالي
در
ندامت زار زار
نام ميري و وزيري و شهي
در
نهانش مرگ و درد و جان دهي
ده دهش اکنون که چون شهرت نمود
تا نبايد رخت
در
ويران گشود
زان صدف گر خسته گردد نيز پوست
ده مده که صد هزاران
در
دروست
صفحه قبل
1
...
4812
4813
4814
4815
4816
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن