نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
باده از غيبست و کوزه زين جهان
کوزه پيدا باده
در
وي بس نهان
گردش سنگ آسيا
در
اضطراب
اشهد آمد بر وجود جوي آب
کس نبودش
در
هوا و عشق جفت
ليک قاصر بود از تسبيح و گفت
واعظي بد بس گزيده
در
بيان
زير منبر جمع مردان و زنان
رفت جوحي چادر و روبند ساخت
در
ميان آن زنان شد ناشناخت
گفت واعظ چون شود عانه دراز
پس کراهت باشد از وي
در
نماز
پيش دل جوز و مويز آمد جسد
طفل کي
در
دانش مردان رسد
بود گبري
در
زمان بايزيد
گفت او را يک مسلمان سعيد
مؤمن ايمان اويم
در
نهان
گرچه مهرم هست محکم بر دهان
يک مؤذن داشت بس آواز بد
در
ميان کافرستان بانگ زد
او ستيزه کرد و پس بي احتراز
گفت
در
کافرستان بانگ نماز
در
دل او مهر ايمان رسته بود
هم چو مجمر بود اين غم من چو عود
در
عذاب و درد و اشکنجه بدم
که بجنبد سلسله او دم به دم
هيچ چاره مي ندانستم
در
آن
تا فرو خواند اين مؤذن آن اذان
باز رستم من ز تشويش و عذاب
دوش خوش خفتم
در
آن بي خوف خواب
ليک از ايمان و صدق بايزيد
چند حسرت
در
دل و جانم رسيد
قطره اي ز ايمانش
در
بحر ار رود
بحر اندر قطره اش غرقه شود
هم چو ز آتش ذره اي
در
بيشه ها
اندر آن ذره شود بيشه فنا
چون خيالي
در
دل شه يا سپاه
کرد اندر جنگ خصمان را تباه
يک ستاره
در
محمد رخ نمود
تا فنا شد گوهر گبر و جهود
خاک را بر سر زني سر نشکند
آب را بر سر زني
در
نشکند
آن يخي بفسرده
در
خود مانده
لا مساسي با درختان خوانده
باده مي بايستشان
در
نظم حال
باده بود آن وقت ماذون و حلال
گنج و گوهر کي ميان خانه هاست
گنجها پيوسته
در
ويرانه هاست
او نظر مي کرد
در
طين سست سست
جان همي گفتش که طينم سد تست
صفحه قبل
1
...
4804
4805
4806
4807
4808
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن