نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
تا کف دريا نيايد سوي خاک
که اصل او آمد بود
در
اصطکاک
خاکي است آن کف غريبست اندر آب
در
غريبي چاره نبود ز اضطراب
صد دليل آرد مقلد
در
بيان
از قياسي گويد آن را نه از عيان
تا که پشکي مشک گردد اي مريد
سالها بايد
در
آن روضه چريد
که نبايد خورد و جو هم چون خران
آهوانه
در
ختن چر ارغوان
آن مقلد صد دليل و صد بيان
در
زبان آرد ندارد هيچ جان
پس حديثش گرچه بس با فر بود
در
حديثش لرزه هم مضمر بود
آب باران باغ صد رنگ آورد
ناودان همسايه
در
جنگ آورد
بر همه درس توکل مي کني
در
هوا تو پشه را رگ مي زني
خسرو شيرين جان نوبت زدست
لاجرم
در
شهر قند ارزان شدست
تو ز چرخ و اختران هم برتري
گرچه بهر مصلحت
در
آخري
اين
در
آن حيران که او از چيست خوش
وآن درين خيره که حيرت چيستش
گفت روبه شير را اي شاه ما
چون نکردي صبر
در
وقت وغا
تا به نزديکم نيايد خر تمام
من نجنبم خفته باشم
در
قوام
بوک توبه بشکند آن سست خو
در
رسد شومي اشکستن درو
نقض ميثاق و شکست توبه ها
موجب لعنت شود
در
انتها
هر زمان خواند ترا تا خرگهي
که
در
اندازد ترا اندر چهي
که فلان جا حوض آبست و عيون
تا
در
اندازد به حوضت سرنگون
آدمي را با همه وحي و نظر
اندر افکند آن لعين
در
شور و شر
گفت روبه آن طلسم سحر بود
که ترا
در
چشم آن شيري نمود
ديدمت
در
جوع کلب و بي نوا
مي شتابيدم که آيي تا دوا
رفته اي
در
خون جانم آشکار
که ترا من ره برم تا مرغزار
آنچ من ديدم ز هول بي امان
طفل ديدي پير گشتي
در
زمان
بي دل و جان از نهيب آن شکوه
سرنگون خود را
در
افکندم ز کوه
بسته شد پايم
در
آن دم از نهيب
چون بديدم آن عذاب بي حجاب
صفحه قبل
1
...
4799
4800
4801
4802
4803
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن