167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • هين مکن زين پس فراگير احتراز
    که ز بخشايش در توبه ست باز
  • تا ز مغرب بر زند سر آفتاب
    باز باشد آن در از وي رو متاب
  • آن همه گه باز باشد گه فراز
    وآن در توبه نباشد جز که باز
  • هين غنيمت دار در بازست زود
    رخت آنجا کش به کوري حسود
  • بوک از تاثير جوي انگبين
    شهد گردد در تنم اين زهر کين
  • آنچنان که از عکس دوزخ گشته ام
    آتش و در قهر حق آغشته ام
  • اين علل هايي که در طب گفته اند
    دور باشد از تنت اي ارجمند
  • مرگ جو باشي ولي نه از عجز رنج
    بلک بيني در خراب خانه گنج
  • پس در آتش افکني اين دانه را
    پيش گيري پيشه مردانه را
  • اين کري را مدت او تا اجل
    تا درين مدت کني در وي عمل
  • در الهي نامه بس اندرز کرد
    که بر آر دودمان خويش گرد
  • بيشتر زان ملک که اکنون داشتي
    کان بد اندر جنگ و اين در آشتي
  • آنک در جنگت چنان ملکي دهد
    بنگر اندر صلح خوانت چون نهد
  • آن کرم که اندر جفا آنهات داد
    در وفا بنگر چه باشد افتقاد
  • رنگ و بو در پيش ما بس کاسدست
    ليک تو پستي سخن کرديم پست
  • نه کمي در شهوت و طمث و بعال
    که زنان را آيد از ضعفت ملال
  • احمد آخر زمان را انتقال
    در ربيع اول آيد بي جدال
  • بس عنايتهاست متن اين مقال
    زود در ياب اي شه نيکو خصال
  • هم در آن مجلس که بشنيدي تو اين
    چون نگفتي آري و صد آفرين
  • اين سخن در گوش خورشيد ار شدي
    سرنگون بر بوي اين زير آمدي
  • ظاهرش گم گشت در دريا و ليک
    ذات او معصوم و پا بر جا و نيک
  • هين بده اي قطره خود را بي ندم
    تا بيابي در بهاي قطره يم
  • هين بده اي قطره خود را اين شرف
    در کف دريا شو آمن از تلف
  • هين که يک بازي فتادت بوالعجب
    هيچ طالب اين نيابد در طلب
  • تو سزايي در همان رنج و بلا
    نعمت و اقبال کي سازد ترا