نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
خوش نگردد از مديحي سينه ها
چونک
در
مداح باشد کينه ها
در
سخاي آن شه و سلطان جود
مر ترا کفشي و شلواري نبود
مال دادم بستدم عمر دراز
در
جزا زيرا که بودم پاک باز
صد کراهت
در
درون تو چو خار
کي بود انده نشان ابتشار
شاهد شاهد هزاران هر طرف
در
گواهي هم چو گوهر بر صدف
بوشناسانند حاذق
در
مصاف
تو به جلدي هاي هو کم کن گزاف
در
ميان ناقدان زرقي متن
با محک اي قلب دون لافي مزن
مر محک را ره بود
در
نقد و قلب
که خدايش کرد امير جسم و قلب
پس چرا جان هاي روشن
در
جهان
بي خبر باشند از حال نهان
در
سرايت کمتر از ديوان شدند
روحها که خيمه بر گردون زدند
سرنگون از چرخ زير افتد چنان
که شقي
در
جنگ از زخم سنان
پس طبيبان الهي
در
جهان
چون ندانند از تو بي گفت دهان
هم ز نبضت هم ز چشمت هم ز رنگ
صد سقم بينند
در
تو بي درنگ
کاملان از دور نامت بشنوند
تا به قعر باد و بودت
در
دوند
بوي خوش آمد مر او را ناگهان
در
سواد ري ز سوي خارقان
پر شد از تيزي او صحرا و دشت
دشت چه کز نه فلک هم
در
گذشت
اين سر خم را به کهگل
در
مگير
کين برهنه نيست خود پوشش پذير
نقش گل
در
زيربيني بهر لاغ
بوي گل بر سقف و ايوان دماغ
مرد خفته
در
عدن ديده فرق
عکس آن بر جسم افتاده عرق
پيرهن
در
مصر رهن يک حريص
پر شده کنعان ز بوي آن قميص
از پي روپوش عامه
در
بيان
وحي دل گويند آن را صوفيان
صوفيي از فقر چون
در
غم شود
عين فقرش دايه و مطعم شود
شاد آن صوفي که رزقش کم شود
آن شبه ش
در
گردد و اويم شود
آن يکي کرمي دگر
در
سيب هم
ليک جانش از برون صاحب علم
در
پناه پنبه و کبريتها
شعله و نورش برآيدت بر سها
صفحه قبل
1
...
4768
4769
4770
4771
4772
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن