نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
سرنگون خود را از اشتر
در
فکند
گفت سوزيدم ز غم تا چندچند
پاي را بر بست و گفتا گو شوم
در
خم چوگانش غلطان مي روم
گوي شو مي گرد بر پهلوي صدق
غلط غلطان
در
خم چوگان عشق
گوشه اي رو نامه را بگشا بخوان
بين که حرفش هست
در
خورد شهان
جمله بر فهرست قانع گشته ايم
زانک
در
حرص و هوا آغشته ايم
چون جوالي بس گراني مي بري
زان نبايد کم که
در
وي بنگري
که چه داري
در
جوال از تلخ و خوش
گر همي ارزد کشيدن را بکش
در
جوال آن کن که مي بايد کشيد
سوي سلطانان و شاهان رشيد
پاره پاره دلق و پنبه و پوستين
در
درون آن عمامه بد دفين
در
ره تاريک مردي جامه کن
منتظر استاده بود از بهر فن
در
ربود او از سرش دستار را
پس دوان شد تا بسازد کار را
زان عمامه زفت نابايست او
ماند يک گز کهنه اي
در
دست او
اي بديده لوتهاي چرب خيز
فضله آن را ببين
در
آب ريز
در
جهان هر چيز چيزي مي کشد
کفر کافر را و مرشد را رشد
معده خر که کشد
در
اجتذاب
معده آدم جذوب گندم آب
اهل آن عالم چو آن عالم ز بر
تا ابد
در
عهد و پيمان مستمر
ليک افزون گشت اثر ز ايجاد خلق
در
ميان اين دو افزونيست فرق
قلب اگر
در
خويش آخربين بدي
آن سيه که آخر شد او اول شدي
عاقبت را ديد و او اشکسته شد
از شکسته بند
در
دم بسته شد
پيش حالي بين که
در
جهلست و شک
صبح صادق صبح کاذب هر دو يک
اين قلاوزي مکن از حرص جمع
پس روي کن تا رود
در
پيش شمع
چون دو چشم گاو
در
جرم تلف
هم چو يک چشمست کش نبود شرف
اين سخن پايان ندارد وان خفيف
مي نويسد رقعه
در
طمع رغيف
چون جري کم آمدش
در
وقت چاشت
زد بسي تشنيع او سودي نداشت
کاي ز بحر و ابر افزون کف تو
در
قضاي حاجت حاجات جو
صفحه قبل
1
...
4767
4768
4769
4770
4771
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن