نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
گفت تا من هستم اين مسجد يقين
در
خلل نايد ز آفات زمين
يار بد چون رست
در
تو مهر او
هين ازو بگريز و کم کن گفت وگو
هم چو آن ابليس و ذريات او
با خدا
در
جنگ و اندر گفت و گو
چون بود اکراه با چندان خوشي
که تو
در
عصيان همي دامن کشي
بيست مرده جنگ مي کردي
در
آن
کت همي دادند پند آن ديگران
زيرکي سباحي آمد
در
بحار
کم رهد غرقست او پايان کار
وانگهان درياي ژرف بي پناه
در
ربايد هفت دريا را چو کاه
کاشکي او آشنا ناموختي
تا طمع
در
نوح و کشتي دوختي
کاش چون طفل از حيل جاهل بدي
تا چو طفلان چنگ
در
مادر زدي
تيغ دادن
در
کف زنگي مست
به که آيد علم ناکس را به دست
علم و مال و منصب و جاه و قران
فتنه آمد
در
کف بدگوهران
شاه را
در
خانه بيذق نهد
اين چنين باشد عطا که احمق دهد
چون نمايي چون نديدستي به عمر
عکس مه
در
آب هم اي خام غمر
احمقان سرور شدستند و ز بيم
عاقلان سرها کشيده
در
گليم
هر که
در
مکر تو دارد دل گرو
گردنش را من زنم تو شاد رو
خيز
در
دم تو بصور سهمناک
تا هزاران مرده بر رويد ز خاک
در
نگر اي سايل محنت زده
زين قيامت صد جهان افزون شده
چون جواب احمق آمد خامشي
اين درازي
در
سخن چون مي کشي
در
حديث آمد که يزدان مجيد
خلق عالم را سه گونه آفريد
يک گروه ديگر از دانش تهي
هم چو حيوان از علف
در
فربهي
آن دو قوم آسوده از جنگ و حراب
وين بشر با دو مخالف
در
عذاب
او ز حيوانها فزون تر جان کند
در
جهان باريک کاريها کند
روز و شب
در
جنگ و اندر کش مکش
کرده چاليش آخرش با اولش
آنک او باشد مراقب عقل بود
عقل را سوداي ليلي
در
ربود
خطوتيني بود اين ره تا وصال
مانده ام
در
ره ز شستت شصت سال
صفحه قبل
1
...
4766
4767
4768
4769
4770
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن