نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
هرچه از وي شاد گردي
در
جهان
از فراق او بينديش آن زمان
ديد مريم صورتي بس جان فزا
جان فزايي دلربايي
در
خلا
زانک عادت کرده بود آن پاک جيب
در
هزيمت رخت بردن سوي غيب
شاه و لشکر حلقه
در
گوشش شده
خسروان هوش بيهوشش شده
من چگويم که مرا
در
دوخته ست
دمگهم را دمگه او سوخته ست
او
در
آخر چرب مي بيند علف
وين ز قصاب آخرش بيند تلف
گر ز شير ديو تن را وابري
در
فطام اوبسي نعمت خوردي
در
الهي نامه گويد شرح اين
آن حکيم غيب و فخرالعارفين
خود بنه و بنگاه من
در
نيستيست
يکسواره نقش من پيش ستيست
چون خيالي
در
دلت آمد نشست
هر کجا که مي گريزي با توست
تو همي گيري پناه ازمن به حق
من نگاريده پناهم
در
سبق
سخت بي صبر و
در
آتشدان تيز
رو سوي صدر جهان مي کن گريز
جز به خواري
در
بخاراي دلش
راه ندهد جزر و مد مشکلش
فرقت صدر جهان
در
جان او
پاره پاره کرده بود ارکان او
دم بدم
در
سوز بريان مي شوم
هرچه بادا باد آنجا مي روم
پس کدامين شهر ز آنها خوشترست
گفت آن شهري که
در
وي دلبرست
هر موکل را موکل مختفيست
ورنه او
در
بند سگ طبعي ز چيست
هرکه بيني
در
زياني مي رود
گرچه تنها با عواني مي رود
مسئله کيس ار بپرسد کس ترا
گو نگنجد گنج حق
در
کيسه ها
در
سمرقندست قند اما لبش
از بخارا يافت و آن شد مذهبش
چون سواد آن بخارا را بديد
در
سواد غم بياضي شد پديد
ساعتي افتاد بيهوش و دراز
عقل او پريد
در
بستان راز
هرکه ديدش
در
بخارا گفت خيز
پيش از پيدا شدن منشين گريز
الله الله درميا
در
خون خويش
تکيه کم کن بر دم و افسون خويش
شب همي جوشم
در
آتش همچو ديگ
روز تا شب خون خورم مانند ريگ
صفحه قبل
1
...
4750
4751
4752
4753
4754
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن