نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
اين همي گفت و رخش
در
عين گفت
نرگس و گلبرگ و لاله مي شکفت
خود کي بيند مردم ديده ترا
در
جهان جز مردم ديده فزا
چون به غير مردم ديده ش نديد
پس به غير او کي
در
رنگش رسيد
پس جز او جمله مقلد آمدند
در
صفات مردم ديده بلند
گفت نه نه بلک امشب جان من
مي رسد خود از غريبي
در
وطن
اندر آن حلقه ز رب العالمين
نور مي تابد چو
در
حلقه نگين
در
زمان خواب چون آزاد شد
زان مکان بنگر که جان چون شاد شد
يا که کفش تنگ پوشي اي غوي
در
بيابان فراخي مي روي
تا چرد آن بره
در
صحراي سبز
هين رحم بگشا که گشت اين بره گبز
هر گراني و کسل خود از تنست
جان ز خفت جمله
در
پريدنست
در
حقيقت خالق آثار اوست
ليک جز علت نبيند اهل پوست
بل عقول ماست سايه هاي او
مي فتد چون سايه ها
در
پاي او
ليک جان
در
عقل تاثيري کند
زان اثر آن عقل تدبيري کند
نوح وار ار صدقي زد
در
تو روح
کو يم و کشتي و کو طوفان نوح
ليک
در
که مارهاي پر فن اند
اندرين يم ماهييها مي کنند
اسپ خود را اي رسول آسمان
در
ملولان منگر و اندر جهان
نه تواند
در
مصافش زخم خورد
نه بنفرين تاندش مهجور کرد
نام او خوانند
در
قرآن صريح
قصه اش گويند از ماضي فصيح
در
وجود از سر حق و ذات او
دورتر از فهم و استبصار کو
گفت قايل
در
جهان درويش نيست
ور بود درويش آن درويش نيست
هست از روي بقاي ذات او
نيست گشته وصف او
در
وصف هو
چون زبانه شمع پيش آفتاب
نيست باشد هست باشد
در
حساب
پيش شيري آهوي بيهوش شد
هستي اش
در
هست او روپوش شد
نبض عاشق بي ادب بر مي جهد
خويش را
در
کفه شه مي نهد
در
بخارا بنده صدر جهان
متهم شد گشت از صدرش نهان
صفحه قبل
1
...
4749
4750
4751
4752
4753
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن