نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
چند اندر رنجها و
در
بلا
گفتي از دامم رها ده اي خدا
گويد او چون زفت بيند خويش را
در
کدامين خانه گنجم اي کيا
زفت گردد پا کشد
در
سايه اي
کاهلي سيري غري خودرايه اي
گويدش دل خانه اي ساز اي عمو
گويد او
در
خانه کي گنجم بگو
گويي از توبه بسازم خانه اي
در
زمستان باشدم استانه اي
سده چون شد آب نايد
در
جگر
گر خورد دريا رود جايي دگر
از چنين محسن نشايد نااميد
دست
در
فتراک اين رحمت زنيد
دل فرو بسته و ملول آنکس بود
کز فراق يار
در
محبس بود
دلبر و مطلوب با ما حاضرست
در
نثار رحمتش جان شاکرست
در
دل ما لاله زار و گلشنيست
پيري و پژمردگي را راه نيست
آن دراز و کوتهي
در
جسمهاست
آن دراز و کوته اندر جان کجاست
در
گلستان عدم چون بي خوديست
مستي از سغراق لطف ايزديست
جان ما فارغ بد از انديشه ها
در
غم افکنديد ما را و عنا
گر تو جايي خفته باشي با خطر
اژدها
در
قصد تو از سوي سر
تو بگويي فال بد چون مي زني
فال چه بر جه ببين
در
روشني
اين نجوم ما نشد هرگز خلاف
صحتش چون ماند از تو
در
غلاف
پس بدو گويي همين بود اي فلان
چون بندريدي گريبان
در
فغان
که لئيمان
در
جفا صافي شوند
چون وفا بينند خود جافي شوند
آدمي را هست
در
هر کار دست
ليک ازو مقصود اين خدمت بدست
ساخت موسي قدس
در
باب صغير
تا فرود آرند سر قوم زحير
ديدبان دل نبيند
در
مجال
کز کدامين رکن جان آيد خيال
کي رسد جاسوس را آنجا قدم
که بود مرصاد و
در
بند عدم
آن يکي
در
مرغزار و جوي آب
و آن يکي پهلوي او اندر عذاب
همنشينا هين
در
آ اندر چمن
گويد اي جان من نيارم آمدن
مسجدي بر ره بد و بانگ صلا
آمد اندر گوش سنقر
در
ملا
صفحه قبل
1
...
4745
4746
4747
4748
4749
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن