نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
چه شرف يابد ز کشتي بحر
در
خاصه کشتيي ز سرگين گشته پر
کم فضولي کن تو
در
حکم قدر
درخور آمد شخص خر با گوش خر
شد مناسب وصفها
در
خوب و زشت
شد مناسب حرفها که حق نبشت
ديده و دل هست بين اصبعين
چون قلم
در
دست کاتب اي حسين
اصبع لطفست و قهر و
در
ميان
کلک دل با قبض و بسطي زين بنان
اين قلم داند ولي بر قدر خود
قدر خود پيدا کند
در
نيک و بد
آنچ
در
خرگوش و پيل آويختند
تا ازل را با حيل آميختند
چون غلط شد چشم موسي
در
مثل
چون کند موشي فضولي مدخل
اين مثال آورد قارون از لجاج
تا فرو شد
در
زمين با تخت و تاج
در
بياباني که چاه آب نيست
مي کند کشتي چه نادان و ابلهيست
اين مثل بشنو که شب دزدي عنيد
در
بن ديوار حفره مي بريد
رفت بر بام و فرو آويخت سر
گفت او را
در
چه کاري اي پدر
در
چه کاري گفت مي کوبم دهل
گفت کو بانگ دهل اي بوسبل
قصه خرگوش و پيل آري و آب
خشيت پيلان ز مه
در
اضطراب
کوه بر خود مي شکافد صد شکاف
آفتابي از کسوفش
در
شغاف
چشم باري
در
چنان پيلان گشا
که بدندي پيل کش اندر وغا
آنچنان پيلان و شاهان ظلوم
زير خشم دل هميشه
در
رجوم
تا ابد از ظلمتي
در
ظلمتي
مي روند و نيست غوثي رحمتي
گير عالم پر بود خورشيد و نور
چون روي
در
ظلمتي مانند گور
يا به حال اولينان بنگريد
يا سوي آخر بحزمي
در
پريد
حزم چه بود
در
دو تدبير احتياط
از دو آن گيري که دورست از خباط
گر بود
در
راه آب اين را بريز
ور نباشد واي بر مرد ستيز
چند جا بندش گرفت اندر نبرد
تا بکشتي
در
فکندش روي زرد
هر که او را مقتدا سازد برست
در
مقام امن و آزادي نشست
کم کن اي پروانه نسيان و شکي
در
پر سوزيده بنگر تو يکي
صفحه قبل
1
...
4744
4745
4746
4747
4748
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن