نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
اي عظيم از ما گناهان عظيم
تو تواني عفو کردن
در
حريم
بندگان حق رحيم و بردبار
خوي حق دارند
در
اصلاح کار
که مگر بازوي ايشان
در
حذر
بر هدف انداخت تيري از هنر
پا رهاند روبهان را
در
شکار
و آن زدم دانند روباهان غرار
عشقها با دم خود بازند کين
مي رهاند جان ما را
در
کمين
در
پناه شير کم نايد کباب
روبها تو سوي جيفه کم شتاب
حق همي گويد نظرمان
در
دلست
نيست بر صورت که آن آب و گلست
در
گل تيره يقين هم آب هست
ليک زان آبت نشايد آب دست
پاک گشته آن ز گل صافي شده
در
فزوني آمده وافي شده
بحر گويد من ترا
در
خود کشم
ليک مي لافي که من آب خوشم
لاف تو محروم مي دارد ترا
ترک آن پنداشت کن
در
من درآ
آب گل خواهد که
در
دريا رود
گل گرفته پاي آب و مي کشد
آنچنانک آب
در
گل سر کشد
که منم آب و چرا جويم مدد
خود روا داري که آن دل باشد اين
کو بود
در
عشق شير و انگبين
يا خيالاتي که
در
ظلمات او
مي پرستدشان براي گفت و گو
نه دل اندر صد هزاران خاص و عام
در
يکي باشد کدامست آن کدام
دامن تو آن نيازست و حضور
هين منه
در
دامن آن سنگ فجور
يک ازيشان را نديدم
در
مقام
رفته بودند از مقام خود تمام
آنچنان پنهان شدند از چشم او
مثل غوطه ماهيان
در
آب جو
تو بگويي مرد حق اندر نظر
کي
در
آرد با خدا ذکر بشر
هين بجو که رکن دولت جستن است
هر گشادي
در
دل اندر بستن است
نيک بنگر اندرين اي محتجب
که دعا را بست حق
در
استجب
حجت بارد رها کن اي دغا
عقل
در
تن آور و با خويش آ
در
کدامين دفترست اين شرع نو
گاو را تو باز ده يا حبس رو
در
دل من آن دعا انداختي
صد اميد اندر دلم افراختي
صفحه قبل
1
...
4740
4741
4742
4743
4744
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن