نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
گفت اندر يک جوالم گندمست
در
دگر ريگي نه قوت مردمست
گفت نيم گندم آن تنگ را
در
دگر ريز از پي فرهنگ را
اين چنين فکر دقيق و راي خوب
تو چنين عريان پياده
در
لغوب
گفت رختت چيست باري
در
دکان
گفت ما را کودکان و کو مکان
گفت والله نيست يا وجه العرب
در
همه ملکم وجوه قوت شب
خيره شد
در
شيخ و اندر دلق او
شکل ديگر گشته خلق و خلق او
چون رجا و خوف
در
دلها روان
نيست مخفي بر وي اسرار جهان
دل نگه داريد اي بي حاصلان
در
حضور حضرت صاحب دلان
پيش بينايان حدث
در
روي مال
ناز مي کن با چنين گنديده حال
شيخ سوزن زود
در
دريا فکند
خواست سوزن را بآواز بلند
اين نشان ظاهرست اين هيچ نيست
تا بباطن
در
روي بيني تو بيست
بهر اين بو گفت احمد
در
عظات
دائما قرة عيني في الصلوة
ديدن ديده فزايد عشق را
عشق
در
ديده فزايد صدق را
چون يکي حس
در
روش بگشاد بند
ما بقي حسها همه مبدل شوند
تا
در
آنجا سنبل و ريحان چرند
تا به گلزار حقايق ره برند
آن حقيقت را که باشد از عيان
هيچ تاويلي نگنجد
در
ميان
چونک دعويي رود
در
ملک پوست
مغز آن کي بود قشر آن اوست
روح وحيي را مناسبهاست نيز
در
نيابد عقل کان آمد عزيز
عقل موسي چون شود
در
غيب بند
عقل موشي خود کيست اي ارجمند
لب ببسته مست
در
بيع و شري
مشتري بي حد که الله اشتري
آنچنان کس را که کوته بين بود
در
تلون غرق و بي تمکين بود
موش گفتم زانک
در
خاکست جاش
خاک باشد موش را جاي معاش
راهها داند ولي
در
زير خاک
هر طرف او خاک را کردست چاک
پس بيفزا حاجت اي محتاج زود
تا بجوشد
در
کرم درياي جود
چشم ننهادست حق
در
کورموش
زانک حاجت نيست چشمش بهر نوش
صفحه قبل
1
...
4720
4721
4722
4723
4724
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن