نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
زانک تو علت نداري
در
ميان
آن فراغت هست نور ديدگان
من ز سرگين مي نجويم بوي مشک
من
در
آب جو نجويم خشت خشک
تا رسي اندر جماعت
در
نماز
از پي پيغامبر دولت فراز
ذوق دارد هر کسي
در
طاعتي
لاجرم نشکيبد از وي ساعتي
آن يکي مي رفت
در
مسجد درون
مردم از مسجد همي آمد برون
تو کجا
در
مي روي اي مرد خام
چونک پيغامبر بدادست السلام
تو مرا
در
خير زان مي خواندي
تا مرا از خير بهتر راندي
اين بدان ماند که شخصي دزد ديد
در
وثاق اندر پي او مي دويد
تا دو سه ميدان دويد اندر پيش
تا
در
افکند آن تعب اندر خويش
اندر آن حمله که نزديک آمدش
تا بدو اندر جهد
در
يابدش
در
زن و فرزند من دستي زند
بستن اين دزد سودم کي کند
نک نشان پاي دزد قلتبان
در
پي او رو بدين نقش و نشان
تو جهت گو من برونم از جهات
در
وصال آيات کو يا بينات
صنع بيند مرد محجوب از صفات
در
صفات آنست کو گم کرد ذات
اين چنين کژ بازيي
در
جفت و طاق
با نبي مي باختند اهل نفاق
لطف کايد بي دل و جان
در
زبان
همچو سبزه تون بود اي دوستان
در
صف آيد با سلاح او مردوار
دل برو بنهند کاينک يار غار
شکرهاي آن جماعت ياد کرد
در
اجابت قاصدان را شاد کرد
چون نشاني چند از اسرارشان
در
بيان آورد بد شد کارشان
چون ندارد مرد کژ
در
دين وفا
هر زماني بشکند سوگند را
گفت پيغامبر که آواز خدا
مي رسد
در
گوش من همچون صدا
چون ز نور وحي
در
مي ماندند
باز نو سوگندها مي خواندند
تا يکي ياري ز ياران رسول
در
دلش انکار آمد زان نکول
باز
در
دل زود استغفار کرد
تا نگردد ز اعتراض او روي زرد
دود
در
حلقش شد و حلقش بخست
از نهيب دود تلخ از خواب جست
صفحه قبل
1
...
4717
4718
4719
4720
4721
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن