نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
در
سفر گر روم بيني يا ختن
از دل تو کي رود حب الوطن
ناف ما بر مهر او ببريده اند
عشق او
در
جان ما کاريده اند
اي بسا کز وي نوازش ديده ايم
در
گلستان رضا گرديده ايم
چند روزي که ز پيشم رانده ست
چشم من
در
روي خوبش مانده ست
کز چنان رويي چنين قهر اي عجب
هر کسي مشغول گشته
در
سبب
چونک بر نطعش جز اين بازي نبود
گفت بازي کن چه دانم
در
فزود
آن يکي بازي که بد من باختم
خويشتن را
در
بلا انداختم
در
بلا هم مي چشم لذات او
مات اويم مات اويم مات او
چون رهاند خويشتن را اي سره
هيچ کس
در
شش جهت از ششدره
هر که
در
شش او درون آتشست
اوش برهاند که خلاق ششست
صد هزاران را چو من تو ره زدي
حفره کردي
در
خزينه آمدي
در
هوا چون بشنود بانگ صفير
از هوا آيد شود اينجا اسير
قوم نوح از مکر تو
در
نوحه اند
دل کباب و سينه شرحه شرحه اند
از تو بود آن سنگسار قوم لوط
در
سياهابه ز تو خوردند غوط
گرگ از آهو چو زايد کودکي
هست
در
گرگيش و آهويي شکي
گر کند او خدمت تن هست خر
ور رود
در
بحر جان يابد گهر
گفت امير اي راه زن حجت مگو
مر ترا ره نيست
در
من ره مجو
آدمي کو علم الاسما بگست
در
تک چون برق اين سگ بي تکست
از بهشت انداختش بر روي خاک
چون سمک
در
شست او شد از سماک
اندرون هر حديث او شرست
صد هزاران سحر
در
وي مضمرست
چون سخن
در
وي رود علت شود
تيغ غازي دزد را آلت شود
چونک
در
سبزه ببيني دنبه ها
دام باشد اين نداني تو چرا
گرگ بيچاره اگرچه گرسنست
متهم باشد که او
در
طنطنه ست
گفت اه چون حکم راند بي دلي
در
ميان آن دو عالم جاهلي
جاهلست و غافلست از حالشان
چون رود
در
خونشان و مالشان
صفحه قبل
1
...
4716
4717
4718
4719
4720
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن