نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
روستايي گاو
در
آخر ببست
شير گاوش خورد و بر جايش نشست
روستايي شد
در
آخر سوي گاو
گاو را مي جست شب آن کنج کاو
از سر تقصير آن صوفي رمه
خرفروشي
در
گرفتند آن همه
هم
در
آن دم آن خرک بفروختند
لوت آوردند و شمع افروختند
از هزاران اندکي زين صوفيند
باقيان
در
دولت او مي زيند
گفت پيغامبر که دستت هر چه برد
بايدش
در
عاقبت وا پس سپرد
در
ميان صد گرسنه گرده اي
پيش صد سگ گربه پژمرده اي
تا نشد تحقيق از ياران مبر
از صدف مگسل نگشت آن قطره
در
چل هزار او نباشد مزد من
کي بود شبه شبه
در
عدن
هر که از ديدار برخوردار شد
اين جهان
در
چشم او مردار شد
ليک آن صوفي ز مستي دور بود
لاجرم
در
حرص او شبکور بود
بود شخصي مفلسي بي خان و مان
مانده
در
زندان و بند بي امان
در
ميان مار و کزدم گر ترا
با خيالات خوشان دارد خدا
آن فرج آيد ز ايمان
در
ضمير
ضعف ايمان نااميدي و زحير
گفت پيغامبر خداش ايمان نداد
هر که را صبري نباشد
در
نهاد
آن يکي
در
چشم تو باشد چو مار
هم وي اندر چشم آن ديگر نگار
تو مکاني اصل تو
در
لامکان
اين دکان بر بند و بگشا آن دکان
شش جهت مگريز زيرا
در
جهات
ششدره ست و ششدره ماتست مات
چون مگس حاضر شود
در
هر طعام
از وقاحت بي صلا و بي سلام
در
زمان پيش آيد آن دوزخ گلو
حجتش اين که خدا گفتا کلوا
قوت ايماني درين زندان کمست
وانک هست از قصد اين سگ
در
خمست
آدمي
در
حبس دنيا زان بود
تا بود کافلاس او ثابت شود
مفلسي ديو را يزدان ما
هم منادي کرد
در
قرآن ما
پيش هر حمام و هر بازارگه
کرده مردم جمله
در
شکلش نگه
تا بشب گفتند و
در
صاحب شتر
بر نزد کو از طمع پر بود پر
صفحه قبل
1
...
4702
4703
4704
4705
4706
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن