167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • در مروت ابر موسيي بتيه
    کآمد از وي خوان و نان بي شبيه
  • ليک اگر در گفت آيد قرص ماه
    شب روان را زودتر آرد به راه
  • تا بنگشايد دري را ديدبان
    در درون هرگز نجنبد اين گمان
  • که بفرما يا امير المؤمنين
    تا بجنبد جان بتن در چون جنين
  • اين جنين در جنبش آيد ز آفتاب
    کآفتابش جان همي بخشد شتاب
  • از کدامين ره تعلق يافت او
    در رحم با آفتاب خوب رو
  • در محل قهر اين رحمت ز چيست
    اژدها را دست دادن راه کيست
  • ما رميت اذ رميتم در حراب
    من چو تيغم وان زننده آفتاب
  • من چو تيغم پر گهرهاي وصال
    زنده گردانم نه کشته در قتال
  • که نيم کوهم ز حلم و صبر و داد
    کوه را کي در ربايد تند باد
  • چون در آمد علتي اندر غزا
    تيغ را ديدم نهان کردن سزا
  • در شريعت مر گواهي بنده را
    نيست قدري وقت دعوي و قضا
  • در چهي افتاد کان را غور نيست
    وان گناه اوست جبر و جور نيست
  • در چهي انداخت او خود را که من
    درخور قعرش نمي يابم رسن
  • گشت ارسلناک شاهد در نذر
    زانک بود از کون او حر بن حر
  • چونک حرم خشم کي بندد مرا
    نيست اينجا جز صفات حق در آ
  • معصيت کردي به از هر طاعتي
    آسمان پيموده اي در ساعتي
  • اندر آ من در گشادم مر ترا
    تف زدي و تحفه دادم مر ترا
  • من چنان مردم که بر خوني خويش
    نوش لطف من نشد در قهر نيش
  • هيچ بغضي نيست در جانم ز تو
    زانک اين را من نمي دانم ز تو
  • رمز ننسخ آية او ننسها
    نات خيرا در عقب مي دان مها
  • نه در آن ظلمت خردها تازه شد
    سکته اي سرمايه آوازه شد
  • حلق ببريده خورد شربت ولي
    حلق از لا رسته مرده در بلي
  • گرچه نان بشکست مر روزه ترا
    در شکسته بند پيچ و برتر آ
  • گر يکي سر را ببرد از بدن
    صد هزاران سر بر آرد در زمن