نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
کو که مدح شاه گويد پيش او
تا که
در
غيبت بود او شرم رو
غايب از شه
در
کنار ثغرها
همچو حاضر او نگه دارد وفا
نه بگويم چون قرين شد
در
بيان
هم خدا و هم ملک هم عالمان
پس قرين هر بشر
در
نيک و بد
آن ملک باشد که مانندش بود
چون شما تاريک بودم
در
نهاد
وحي خورشيدم چنين نوري بداد
همچو شهد و سرکه
در
هم بافتم
تا سوي رنج جگر ره يافتم
بيهشان را وا دهد حق هوشها
حلقه حلقه حلقه ها
در
گوشها
حمله آرند از عدم سوي وجود
در
قيامت هم شکور و هم کنود
سر چه مي پيچي کني ناديده اي
در
عدم ز اول نه سر پيچيده اي
در
عدم افشرده بودي پاي خويش
که مرا کي بر کند از جاي خويش
چيست جان کندن سوي مرگ آمدن
دست
در
آب حياتي نازدن
در
شب تاريک جوي آن روز را
پيش کن آن عقل ظلمت سوز را
در
شب بدرنگ بس نيکي بود
آب حيوان جفت تاريکي بود
نار شهوت مي نيارامد بآب
زانک دارد طبع دوزخ
در
عذاب
آتشي افتاد
در
عهد عمر
همچو چوب خشک مي خورد او حجر
در
فتاد اندر بنا و خانه ها
تا زد اندر پر مرغ و لانه ها
خلق گفتندش که
در
بگشوده ايم
ما سخي و اهل فتوت بوده ايم
گفت نان
در
رسم و عادت داده ايد
دست از بهر خدا نگشاده ايد
مال تخمست و بهر شوره منه
تيغ را
در
دست هر ره زن مده
در
غزا بر پهلواني دست يافت
زود شمشيري بر آورد و شتافت
او خدو انداخت
در
روي علي
افتخار هر نبي و هر ولي
آن خدو زد بر رخي که روي ماه
سجده آرد پيش او
در
سجده گاه
در
زمان انداخت شمشير آن علي
کرد او اندر غزااش کاهلي
آن چه ديدي بهتر از پيکار من
تا شدي تو سست
در
اشکار من
آن چه ديدي که مرا زان عکس ديد
در
دل و جان شعله اي آمد پديد
صفحه قبل
1
...
4696
4697
4698
4699
4700
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن