نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
حميت دين خواند او آن کبر را
ننگرد
در
خويش نفس گبر را
گفت حقشان گر شما روشن گريد
در
سيه کاران مغفل منگريد
عصمتي که مر شما را
در
تنست
آن ز عکس عصمت و حفظ منست
آنچنان که کاتب وحي رسول
ديد حکمت
در
خود و نور اصول
کظم غيظ اينست آن را قي مکن
تا بيابي
در
جزا شيرين سخن
بهر خود او آتشي افروختست
در
دل رنجور و خود را سوختست
گوش حس تو به حرف ار
در
خورست
دان که گوش غيب گير تو کرست
هين به عکسي يا به ظني هم شما
در
ميفتيد از مقامات سما
هين مبادا غيرت آيد از کمين
سرنگون افتيد
در
قعر زمين
آن قياس حال گردون بر زمين
راست نايد فرق دارد
در
کمين
مي فتد او سو به سو بر هر رهي
در
گل و مي خنددش هر ابلهي
هين مکش بهر هوا آن بار علم
تا ببيني
در
درون انبار علم
همچو آهن ز آهني بي رنگ شو
در
رياضت آينه بي زنگ شو
گفت سلطان امتحان خواهم درين
کز شماها کيست
در
دعوي گزين
اهل چين و روم چون حاضر شدند
روميان
در
علم واقف تر بدند
بود دو خانه مقابل
در
بدر
زان يکي چيني ستد رومي دگر
روميان گفتند نه نقش و نه رنگ
در
خور آيد کار را جز دفع زنگ
در
فرو بستند و صيقل مي زدند
همچو گردون ساده و صافي شدند
شه
در
آمد ديد آنجا نقشها
مي ربود آن عقل را و فهم را
گرچه آن صورت نگنجد
در
فلک
نه بعرش و فرش و دريا و سمک
مرگ کين جمله ازو
در
وحشتند
مي کنند اين قوم بر وي ريش خند
گفت ازين ره کو ره آوردي بيار
در
خور فهم و عقول اين ديار
يک بيک وا مي شناسم خلق را
همچو گندم من ز جو
در
آسيا
پيش ازين هرچند جان پر عيب بود
در
رحم بود و ز خلقان غيب بود
چون بزايد
در
جهان جان و جود
پس نماند اختلاف بيض و سود
صفحه قبل
1
...
4694
4695
4696
4697
4698
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن