نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
تا گواهي داده باشد هديه ها
بر محبتهاي مضمر
در
خفا
يا محبت
در
درون شعله زند
زفت گردد وز اثر فارغ کند
در
دلالت همچو آبند و درخت
چون بماهيت روي دورند سخت
هرچه گويي من ترا فرمان برم
در
بد و نيک آمد آن ننگرم
در
وجود تو شوم من منعدم
چون محبم حب يعمي و يصم
در
فراخي عرصه آن پاک جان
تنگ آمد عرصه هفت آسمان
گفت پيغامبر که حق فرموده است
من نگنجم هيچ
در
بالا و پست
در
زمين و آسمان و عرش نيز
من نگنجم اين يقين دان اي عزيز
از پي اظهار اين سبق اي ملک
در
تو بنهم داعيه اشکال و شک
خود چه گويم پيش آن
در
اين صدف
نيست الا کف کف کف کف
چون کنم
در
دست من چه چاره است
درنگر تا جان من چه کاره است
زانک آلت دعوي است و هستي است
کار
در
بي آلتي و پستي است
آب بارانست ما را
در
سبو
ملکت و سرمايه و اسباب تو
گو که ما را غير اين اسباب نيست
در
مفازه هيچ به زين آب نيست
اي خداوند اين خم و کوزه مرا
در
پذير از فضل الله اشتري
در
ميان شهر چون دريا روان
پر ز کشتيها و شست ماهيان
اين چنين حسها و ادراکات ما
قطره اي باشد
در
آن نهر صفا
پس سبو برداشت آن مرد عرب
در
سفر شد مي کشيدش روز و شب
زن مصلا باز کرده از نياز
رب سلم ورد کرده
در
نماز
دم بدم هر سوي صاحب حاجتي
يافته زان
در
عطا و خلعتي
پس ازين فرمود حق
در
والضحي
بانگ کم زن اي محمد بر گدا
وانک جز اين دوست او خود مرده ايست
او برين
در
نيست نقش پرده ايست
آن عرابي از بيابان بعيد
بر
در
دار الخلافه چون رسيد
اي که
در
روتان نشان مهتري
فرتان خوشتر ز زر جعفري
گشته دين را تا قيامت پشت و رو
در
خلافت او و فرزندان او
صفحه قبل
1
...
4689
4690
4691
4692
4693
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن