نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
گر جهان را پر
در
مکنون کنم
روزي تو چون نباشد چون کنم
زن
در
آمد ازطريق نيستي
گفت من خاک شماام ني ستي
تو مرا
در
دردها بودي دوا
من نمي خواهم که باشي بي نوا
تو که
در
جان و دلم جا مي کني
زين قدر از من تبرا مي کني
در
تو از من عذرخواهي هست سر
با تو بي من او شفيعي مستمر
عذر خواهم
در
درونت خلق تست
ز اعتماد او دل من جرم جست
زين نسق مي گفت با لطف و گشاد
در
ميانه گريه اي بر وي فتاد
شد از آن باران يکي برقي پديد
زد شراري
در
دل مرد وحيد
آنک از نازش دل و جان خون بود
چونک آيد
در
نياز او چون بود
رستم زال ار بود وز حمزه بيش
هست
در
فرمان اسير زال خويش
آب غالب شد بر آتش از نهيب
ز آتش او جوشد چو باشد
در
حجاب
اين چنين خاصيتي
در
آدميست
مهر حيوان را کمست آن از کميست
خواجه تاشانيم اما تيشه ات
مي شکافد شاخ را
در
بيشه ات
در
نهان خاکي و موزون مي شوم
چون به موسي مي رسم چون مي شوم
نه که قلب و قالبم
در
حکم اوست
لحظه اي مغزم کند يک لحظه پوست
چونک بي رنگي اسير رنگ شد
موسيي با موسيي
در
جنگ شد
اين عجب کين رنگ از بي رنگ خاست
رنگ با بي رنگ چون
در
جنگ خاست
چون گل از خارست و خار از گل چرا
هر دو
در
جنگند و اندر ماجرا
چون عمارت دان تو وهم و رايها
گنج نبود
در
عمارت جايها
در
عمارت هستي و جنگي بود
نيست را از هستها ننگي بود
گفت سايل چون بماند اين خاکدان
در
ميان اين محيط آسمان
همچو قنديلي معلق
در
هوا
نه باسفل مي رود نه بر علا
آن دگر گفت آسمان با صفا
کي کشد
در
خود زمين تيره را
بنده خود خواند احمد
در
رشاد
جمله عالم را بخوان قل يا عباد
عقل تو همچون شتربان تو شتر
مي کشاند هر طرف
در
حکم مر
صفحه قبل
1
...
4687
4688
4689
4690
4691
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن