نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
بحر و
در
از بخششش صاف آمده
داد او از قاف تا قاف آمده
در
جهان خاک ابر و آب بود
مظهر بخشايش وهاب بود
از عطااش بحر و کان
در
زلزله
سوي جودش قافله بر قافله
هم عجم هم روم هم ترک و عرب
مانده از جود و سخااش
در
عجب
کين همه فقر و جفا ما مي کشيم
جمله عالم
در
خوشي ما ناخوشيم
مر عرب را فخر غزوست و عطا
در
عرب تو همچو اندر خط خطا
چه عطا ما بر گدايي مي تنيم
مر مگس را
در
هوا رگ مي زنيم
همچو اعمش کو کند داروي چشم
چه کشد
در
چشمها الا که يشم
حال ما اينست
در
فقر و عنا
هيچ مهماني مبا مغرور ما
قحط ده سال ار نديدي
در
صور
چشمها بگشا و اندر ما نگر
خرده گيرد
در
سخن بر بايزيد
ننگ دارد از درون او يزيد
سالها بر وعده فردا کسان
گرد آن
در
گشته فردا نارسان
ليک نادر طالب آيد کز فروغ
در
حق او نافع آيد آن دروغ
چون تحري
در
دل شب قبله را
قبله ني و آن نماز او روا
جفت
در
يک خرد وان ديگر بزرگ
جفت شير بيشه ديدي هيچ گرگ
سوي من منگر بخواري سست سست
تا نگويم آنچ
در
رگهاي تست
مرد افسون گر ز حرص کسب و کار
در
نيابد آن زمان افسون مار
خواجه
در
عيبست غرقه تا به گوش
خواجه را مالست و مالش عيب پوش
ور گدا گويد سخن چون زر کان
ره نيابد کاله او
در
دکان
حاش لله طمع من از خلق نيست
از قناعت
در
دل من عالميست
گفت من آيينه ام مصقول دست
ترک و هندو
در
من آن بيند که هست
صبر کن با فقر و بگذار اين ملال
زانک
در
فقرست عز ذوالجلال
اين سخن شيرست
در
پستان جان
بي کشنده خوش نمي گردد روان
ور
در
آيد محرمي دور از گزند
برگشايند آن ستيران روي بند
حق زمين و آسمان بر ساخته ست
در
ميان بس نار و نور افراخته ست
صفحه قبل
1
...
4686
4687
4688
4689
4690
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن