نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مثنوي معنوي
تو قياس از حالت انسان مکن
منزل اندر جور و
در
احسان مکن
تافت نور صبح و ما از نور تو
در
صبوحي با مي منصور تو
مرد غرقه گشته جاني مي کند
دست را
در
هر گياهي مي زند
تا کدامش دست گيرد
در
خطر
دست و پايي مي زند از بيم سر
زانک آوازت ترا
در
بند کرد
خويشتن مرده پي اين پند کرد
هر که داد او حسن خود را
در
مزاد
صد قضاي بد سوي او رو نهاد
در
پناه لطف حق بايد گريخت
کو هزاران لطف بر ارواح ريخت
گفت اي يحيي بيا
در
من گريز
تا پناهت باشم از شمشير تيز
تن قفص شکلست تن شد خار جان
در
فريب داخلان و خارجان
همچو امرد که خدا نامش کنند
تا بدين سالوس
در
دامش کنند
چونک
در
بدنامي آمد ريش او
ديو را ننگ آيد از تفتيش او
چون شدي
در
خوي ديوي استوار
مي گريزد از تو ديو نابکار
قطره اي کو
در
هوا شد يا که ريخت
از خزينه قدرت تو کي گريخت
از عدمها سوي هستي هر زمان
هست يا رب کاروان
در
کاروان
خاصه هر شب جمله افکار و عقول
نيست گردد غرق
در
بحر نغول
زاغ پوشيده سيه چون نوحه گر
در
گلستان نوحه کرده بر خضر
اي برادر عقل يکدم با خود آر
دم بدم
در
تو خزانست و بهار
بشنو اين پند از حکيم غزنوي
تا بيابي
در
تن کهنه نوي
معني مردن ز طوطي بد نياز
در
نياز و فقر خود را مرده ساز
آن شنيدستي که
در
عهد عمر
بود چنگي مطربي با کر و فر
انبيا را
در
درون هم نغمه هاست
طالبان را زان حيات بي بهاست
که پري و آدمي زندانيند
هر دو
در
زندان اين نادانيند
اي همه پوسيده
در
کون و فساد
جان باقيتان نروييد و نزاد
گوش و هش داريد اين اوقات را
در
رباييد اين چنين نفحات را
در
کف او خار و سايه ش نيز نيست
ليکتان از حرص آن تمييز نيست
صفحه قبل
1
...
4683
4684
4685
4686
4687
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن