نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان اشعار منصور حلاج
بسته باشد هميشه راه فنا
در
چنين ملک جاودان که منم
اي معاني شناس نيست بديع
گر بگويم
در
اين بيان که منم
هم تو
در
خود جمال ما بنگر
که تو آئينه مصفائي
در
مقاميکه نفي و اثباتست
ما همه لاي محض و الا تو
مثنوي معنوي
کز نيستان تا مرا ببريده اند
در
نفيرم مرد و زن ناليده اند
در
غم ما روزها بيگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
در
نيابد حال پخته هيچ خام
پس سخن کوتاه بايد والسلام
گر بريزي بحر را
در
کوزه اي
چند گنجد قسمت يک روزه اي
کوزه چشم حريصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر
در
نشد
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه
در
رقص آمد و چالاک شد
بود شاهي
در
زماني پيش ازين
ملک دنيا بودش و هم ملک دين
مرغ جانش
در
قفص چون مي طپيد
داد مال و آن کنيزک را خريد
آن يکي خر داشت و پالانش نبود
يافت پالان گرگ خر را
در
ربود
شه طبيبان جمع کرد از چپ و راست
گفت جان هر دو
در
دست شماست
هر که درمان کرد مر جان مرا
برد گنج و
در
و مرجان مرا
هر يکي از ما مسيح عالميست
هر الم را
در
کف ما مرهميست
رفت
در
مسجد سوي محراب شد
سجده گاه از اشک شه پر آب شد
چون به خويش آمد ز غرقاب فنا
خوش زبان بگشاد
در
مدح و دعا
آن خيالي که شه اندر خواب ديد
در
رخ مهمان همي آمد پديد
گفت معشوقم تو بودستي نه آن
ليک کار از کار خيزد
در
جهان
بي ادب تنها نه خود را داشت بد
بلک آتش
در
همه آفاق زد
مايده از آسمان
در
مي رسيد
بي شري و بيع و بي گفت و شنيد
زان گدارويان ناديده ز آز
آن
در
رحمت بريشان شد فراز
هر که بي باکي کند
در
راه دوست
ره زن مردان شد و نامرد اوست
قصه رنجور و رنجوري بخواند
بعد از آن
در
پيش رنجورش نشاند
صفحه قبل
1
...
4670
4671
4672
4673
4674
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن