167906 مورد در 0.12 ثانیه یافت شد.

ديوان اشعار منصور حلاج

  • چون گشادم سر جريده عشق
    در دلم نقش اين حديث به بست
  • اي ساقي اهل عشق برخيز
    در جام صفا مي وفا ريز
  • بر آتش ما بريز آبي
    هر دم چه دمي در آتش تيز
  • در ده قدحي ز باده عشق
    تا وا رهم از کتابخانه
  • شد غرق عرق گل اي سمنبر
    از شرم تو در گلابخانه
  • ايساقي اهل درد در ده
    زان مي که ز هستيم کند دور
  • آمد مي عشق باز در جوش
    اي رند بيا و باده مينوش
  • در ميکده با مهي که داني
    مينوش شراب و پند منيوش
  • با يار چو خلوتي گزيديم
    در بر رخ غير او به بستيم
  • خواهيم نشست در خرابات
    صد طعنه ز اهل زهد گو باش
  • بيگانه شدم ز خويش و ديدم
    در نقش وجود خويش نقاش
  • تو بنده خود شمار ما را
    هر چند که ما نه در شماريم
  • چون از پي جرعه اي از اين مي
    عمري است که ما در انتظاريم
  • عالم ز تو ظاهر است ليکن
    در عين ظهور خود نهاني
  • اي در يتيم از چه بحري
    وي لعل مذاب از چه کاني
  • الا اي گوهر بحر مصفا
    که در عالم توئي پنهان و پيدا
  • ز هر آئينه ديداري نمودي
    بهر چشمي در او کردي تماشا
  • جهان آسوده در کتم عدم بود
    برآوردي ز عالم شور و غوغا
  • وليکن عاشقان با ديده دوست
    جهان گم ديده در نور تجلا
  • منم معذور اي عشق ار بگويم
    چو چشمم گشت در نور تو بينا
  • که در عالم نمي بينم بجز يار
    و ما في الدار غيرالله ديار
  • خزينه خانه اسم و صفت را
    چو در بگشاد و خلق کون بنواخت
  • شهنشه را در اين جلباب صورت
    بوحدت هيچکس چون يار نشناخت
  • در اين عالم براي سلب روپوش
    ز عشق آوازه يغما درانداخت
  • حسين آن ديد و در ميدان معني
    سمند بادپا زينگونه ميتاخت