نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان اشعار منصور حلاج
الا اي طاير سدره نشيمن
چرا کردي
در
اين کاشانه مسکن
چو جغد اي طاير قدسي نشايد
بسر بردن
در
اين ويرانه گلخن
چو
در
جنگ آمدي با نفس و شيطان
بچنگ آور ز حکمت تيغ و جوشن
که
در
شرح معاني و بديعش
زبان عقل کل گشته است الکن
بچشم همت من مي نمايد
سپهر و هرچه
در
وي نيم ارزن
مرا
در
نفي کلي محو گردان
خلاصم ده ز احوال لم و لن
از ايرا
در
همه اطراف گيتي
مرا بدتر ز من کس نيست دشمن
در
نورد اين فرش خاکي را که هنگام عروج
هست مرغ همتت را عرش کمتر آشيان
گر بخلوتخانه وحدت ترا باري بود
خويشتن چون حلقه باري از درونشان
در
نشان
از نويد عاطفت والله يدعوا گوش کن
تا ترا رضوان شود
در
روضه کمتر ميزبان
گر غبار بندگي سازي طراز آستين
بر
در
قربت تواني گشت خاک آستان
نفس چون
در
ملک خورسندي برافرازد علم
خسروش خاسر نمايد هم بود طاغي طغان
تا ز خاکپاي تو روشن شده چشم حسين
جز تو
در
عالم نديده ديده بيناي من
از باده دوشينت بس بيخبريم اي جان
وز شکر شيرينت
در
شور و شريم اي جان
با کس حديث عشق تو گفتن نمي توان
دريست
در
عشق که سفتن نمي توان
در
دل هواي يار نيارم نگاهداشت
مهري درون ذره نهفتن نمي توان
در
راه وحدت اي شمن زنار شد هستي من
شمشير سبحاني بزن تا بگسلد زنار من
هزار کس چو حسين آمدند بر
در
تو
دمي ز خانه برون شو براي اهل درون
حسين اگر قدمت ثابتست
در
ره عشق
هزار زخم بخور از حبيب و آه مکن
گوشوار جان کند از
در
الفاظ حسين
گر رسد شعرت بگوش شاه معني دان من
لعلت حيات ميدهد اي دوست باک نيست
گر غمزه تو سعي کند
در
هلاک من
در
عشق تست جامه جانم هزار چاک
گر خلق بنگرند گريبان چاک من
اي عشق توئي عاشق
در
کسوت معشوقي
هم وامق شيدائي هم دلبر عذرا تو
باک کي دارد ز کشتن
در
ره عشقش حسين
نيست جز مردن مراد عاشقان پاک او
پاي خيال سست شد
در
طلب وصال تو
کاش بخواب ديدمي يکنفسي خيال تو
صفحه قبل
1
...
4661
4662
4663
4664
4665
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن