نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان اشعار منصور حلاج
قفل
در
ما بستي و پندار تو ديديم
با خويش مشو بسته که ما جمله کليديم
مفتاح ترا نيست
در
اين باب فتوحي
کشاف ترا لايق اين کشف نديديم
در
هستي ما آتش عشقش چو درافتاد
از بستگي بند بيکبار رهيديم
تا وصله اقبال بدوزيم ز وصلش
در
عشق بسي خرقه ناموس دريديم
حاصل همه اين است که اي يار
در
اين راه
پيوسته بياريم چو از خويش بريديم
گفتي بغير منگر گر طالب حبيبي
والله که
در
دو گيتي غير از تو من ندانم
چون هيچکس نشاني با خود نيافت از تو
در
جستن نشانت از خويش بي نشانم
مرا گويند کآرام دل از ديدار ديگر جو
معاذالله که
در
عالم دلارامي دگر دانم
قطره هائيم جدا گشته ز بحر احدي
غوطه
در
بحر خوريم و همه دردانه شويم
از آنزمان که غلام کمينه تو شديم
حسين وار
در
اقليم عشق سلطانيم
در
مصر عشق طوطي شيرين سخن منم
تا طعمه جو ز لعل شکر بار او شوم
ياري که
در
زمانه بخوبيش يار نيست
هست آرزوي خام که من يار او شوم
در
چشم من چو خار نمايد گل چمن
بي تو ز بوستان بسوي دوستان روم
در
هر طرف گلي است هوا جوي بلبلي
من بلبلي نيم که بهر گلستان روم
جانم نشانه ساز و
در
او تير غم نشان
باشد بدين نشانه بر بي نشان روم
تا بر محک عشق نمائيم کم عيار
در
بوته بلاي تو عمري گداختيم
از مصر تاختن به يکي تاختن رسيد
اسبي که
در
طريق هواي تو تاختيم
تا يار
در
ديار دل ما نزول کرد
شمشير منع بر سر اعيار آختيم
گفتا چو سوخت عود دل از عشق ما حسين
ما
در
کنار خويش چو چنگش نواختيم
در
دار ضرب کبريا از عشق جويم کيميا
مس وجود خويش را بگدازم آنگه زر کنم
ساقي بزم خاص شه آمد که خماري کنم
در
دور اين ساقي چرا دعوي هشياري کنم
بهر نثار پاي خيال تو روز و شب
پر
در
و گوهر است مرا درجهاي چشم
از اشک سرخ و چهره زردم فسانه شد
رازي که
در
دل از همه مستور داشتم
روز و شب
در
هوس نقش گل رخسارت
خانه ديده بگلگونه منقش دارم
در
نامه حديث دل درويش نويسم
يا قصه سوز جگر خويش نويسم
صفحه قبل
1
...
4659
4660
4661
4662
4663
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن