نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
از صحبت خلق سخت دلتنگ شدم
وز دمها چون آينه
در
زنگ شدم
بس نام نکوي بي مسمي ديدم
از نام نکوي خويش
در
ننگ شدم
شادم که غمت همره جان خواهد بود
عشقت با دل
در
آن جهان خواهد بود
گفتي که چرا نميکني
در
خود سير
از من خبرت نبود کردم کردم
ديدم ديدم که گمرهي تقليد است
ديدم ديدم که ديد
در
تجديد است
آخر بدر خويش بديدم مقصود
ديدم ديدم که آخرين
در
ديدم
از لذت عيش اين جهان سرد شدم
در
آرزوي اجل همه درد شدم
جز مهر خداي هر چه
در
دل کشتم
حاصل اندوه و دانه صد خرمن شد
امروز تو را ز تو اگر حق نخريد
در
روز جزا نخواهي ارزيد بمفت
در
عهد صبي کرد جهالت پستت
ايام شباب کرد غفلت پستت
در
حضرت دوستان حق پستي کن
نزد دشمن بلند شو پست مباش
با وصل تو دست
در
کمر نتوان کرد
با درد فراق هم بسر نتوان کرد
از جلوه حسن دوست
در
روي نکو
تعليم طريق عشقبازيست غرض
بر سوختگان دست ندارد دوزخ
با آتش عشق دوست
در
ساز و مترس
در
بحث بسي بگفتگو پيچيدم
بس قشر سخن شنيدم و فهميدم
گه
در
غزلم سخن کشد جانب راز
گاهي بقصيده ميشود دور و دراز
اي (فيض) بسي موعظه گفتي بعبث
در
گوش نکردي درو سفتي بعبث
ديوان اشعار منصور حلاج
کبر و ريا گذار و قدم
در
طريق نه
تا راه باشدت بسر کوي کبريا
در
راه دوست هستي موهوم تو بلاست
هان نفي کن بلاي وجود خودت بلا
مقصود هفت چرخي و سلطان هشت خلد
اين پنج نوبه کوفته
در
دار ملک لا
از پنج حس و شش جهت آندم که بگذري
لا
در
چهار بالش وحدت کشد ترا
عشق است پيشواي تو
در
راه بيخودي
پس واگريز از خودي و جوي پيشوا
در
جان چو سوز عشق نباشد کجا برد
مشکوة دل ز شعله مصباح دين ضيا
تا همچو آفتاب شود بر تو منکشف
کين مرتضا است نفس محمد
در
ارتضا
با رأي روشنت چه زند ماه آسمان
در
پيش آفتاب چه پرتو دهد سها
صفحه قبل
1
...
4650
4651
4652
4653
4654
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن