167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • در طلبم دربدر آنکه بپرسم خبر
    آنکه خبردار نيست بي خبران اجنبي
  • در حرم کبريا کس ننهادست پا
    هست زمان دم مزن هست مکان اجنبي
  • شکر که در ره هدي کوچه غلط نميکنم
    ميرسد از جناب او هر نفسي هدايتي
  • روي تو مينمايدم روي خداي روبرو
    عشق تو ميکند مرا در ره حق هدايتي
  • عقل نمانده در سرم (فيض) بخواه عذر من
    عاقله من است عشق مي کنم ار جنايتي
  • در عرفات عشق او هست متاع جان بسي
    از عرب ملاحتش منتظرند غارتي
  • سنگ بديو ميزنم حلق هواش مي برم
    در حرم مشاعرم تا نکند جسارتي
  • سنگ سياه شد ز آه در غم حضرت اله
    برد بدرگهش پناه منتظر زيارتي
  • زمزم از اشگ اولياست شوري او بدين گواست
    بر در حق بريز اشگ تا ببري نضارتي
  • کرد خليل حق مقام بر در کعبه منتظر
    تا رسد ار ولادت شير خدا بشارتي
  • دوست درآيد از درم در قدمش رود سرم
    بهر چنين شهادتي کي کنم استخارتي
  • مي نتوان بيان نمود قصه عشق نزد کس
    هرزه مپوي گرد دل در طلب عمارتي
  • دو جهان شيفته دارد رخ ننموده تو
    حسن در پرده و مشهور نديده است کسي
  • جز دل اهل خرابات که جولانگه تو است
    در جهان خانه معمور نديده است کسي
  • در دل و جان من چه جا داري
    روي از من نهان چرا داري
  • آنکه دل در تو بسته پيوسته
    تا بکي از خودت جدا داري
  • همه شب بر در تو مينالم
    تو نگوئي چه مدعا داري
  • چون توئي اصل خرمي و طرب
    در غم و محنتم چرا داري
  • دشمنان را بعيش و خرم شاد
    دوست را در غم و بلا داري
  • يکي را جا دهي در صدر جنت
    يکي سوي چه نيران فرستي
  • سزاي معصيت خواهم که در دل
    ز دردت آتش سوزان فرستي
  • راهها بايد بريدن تا رسي در گرد عشق
    با دو ديده ره بريدن نيست آسان کارکي
  • ناز در ناز است آنجا بارگاه عرتست
    پارها بايد شدن تا بار يابي بارکي
  • نماز را چه بخلوت کني چنان ميکن
    که در حضور جماعت کني مکن دغلي
  • گناهي ار بکني زود توبه کن وا ره
    بکوش زنگ گنه در شفاف دل نهلي