نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
صبر ديديم
در
مقابل شوق
آتش و پنبه بود و سنگ و سبوي
در
دل از آتش غمش صد داغ
بر رخ از آب ديده ام صد جوي
شعله حسني ز رخسار بتان افروختي
آتشي
در
ما زدي از پاي تا سر سوختي
قامت بالا بلندان بر فلک افراختي
در
هواشان شعله دل تا فلک افروختي
گرنه استاد ازل
در
پرده بودي جلوه گر
چشم فتان از کجا اين دلبري آموختي
هيچکس
در
هيچ سودا اينچنين سودي نکرد
عشق و آزادي خريدي دين و دل بفروختي
از خودم دور مکن ديده ام کور مکن
در
جفا شور مکن هان پشيمان نشوي
لطف کن از چشم مستت ساغري
(فيض) را مگذار
در
غم زار هي
شد دلم ديوانه
در
زنجير غم
صبر تا کي اي پري رخسار هي
سرکشيهاي جوانان تا کي
دل ما
در
غم اينان تا کي
جان
در
تن هيچکس نماند زنهار
آن عارض و زلف را بکس بنمائي
از حسرت آن ميان شدم چون موئي
باشد روزي که
در
کنارم آئي
گر
در
نظر تو (فيض) پستست ولي
دارد ز خيال قد تو بالائي
ميروي و صد هزاران دل ز پي
در
خيالت آنکه تنها ميروي
(فيض)
در
گرد رهت مشگل رسد
تند و تلخ و چست و زيبا ميروي
(فيض) را سوختي
در
آتش عشق
بود و هميش را فنا کردي
ز بيوفائي خوبان بجان رسد گر (فيض)
سزاي اوست که دل بست
در
وفاي کسي
خوش آندم کز
در
احسان درآئي
ميان جمع ما خوبان درآئي
بپايت خوش برافشانيم جانها
در
آن ساعت که دست افشان درآئي
ز شادي جان دهد از غم رهد (فيض)
گرش
در
کلبه احزان درآئي
مبند اي دل طمع
در
ماهرويان
که خوبانرا نمي باشد وفائي
بکوش ايجان خدا را بنده باشي
برين
در
همچو خاک افکنده باشي
هم اينجا
در
بهشت جاوداني
اگر دل را زدنيا کنده باشي
نهال آرزو
در
سينه منشان گر خردمندي
که داغ حسرت آرد بار باغ آرزومندي
ز خواهشهاي پيچاپيچ بند آرزو بگسل
دل آزاده را بهر چه
در
زنجير مي بندي
صفحه قبل
1
...
4645
4646
4647
4648
4649
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن