نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
کردم از پير سئوالي ز جمال ازلي
ميتوان گفت
در
آئينه خوبان ديدن
هر کجا حسن و جماليست زجانان عکسيست
جان
در
آن عکس تواند رخ جانان ديدن
بيابيا بقضاي خداي تن
در
ده
گمان مبر که علاج دگر توان کردن
بآنچه دوست کند دوست باش با او دست
بدين وسيله مگر
در
کمر توان کردن
چنان محبت او جا گرفت
در
دل (فيض)
که پيش تير غمش جان سپر توان کردن
درآ
در
حلقه مستان و درکش يکدو پيمانه
بمستي ترک هستي کن دم از فرمانروائي زن
يکدم ار وصل تو دهد دستم
ميدهم
در
بهاش جان و جهان
افلاک سرگردان و مست خاکست مدهوش الست
در
عالم بالا و پست هشيار کو هشيار کو
(فيض) اسير ناتوان سوخت
در
آتش غمان
ميکنيش دگر غمين تازه بتازه نو بنو
گر بميرم
در
غم عشق تو من
تو نخواهي کردم آخر جستجو
در
دل من چاکها کردي بعمد
وز خطا هرگز نکردي يک رفو
پرسشي هرگز نکردي بنده را
در
قفا هم بگذريم از روبرو
تا به کي
در
مقام نازي تو
چه شود گر بما بسازي تو
در
تو يکذره از حقيقت نيست
پاي تا سر همه مجازي تو
گاه مرا لطف او بر
در
طاعت برد
گه کشدم دست قهر جانب عصيان او
در
گنهم گاه عفو سوي جنان آورد
گه بردم منتقم جانب نيران او
گاه جمالش مرا بر سر شکر آورد
گاه جمالم برد بر
در
کفران او
تا برد و بازدش گيرد و اندازدش
گوي دلم ميطپد
در
خم چوگان او
جان
در
رهت فدا کنم و منتت کشم
اي صد هزار جان گرامي فداي تو
در
تو کسي بحسن و ملاحت کجا رسد
تو پادشاه حسني و خوبان گداي تو
تو همچو آفتابي و من همچو سايه ام
آيم بهر کجا که روي
در
قفاي تو
اي سر هر سروري
در
پاي تو
خوبي هر خوبي از بالاي تو
در
خلد چون بناز خرامي برسم سير
حورت کند دعا که شوم من فداي تو
بگذر ز (فيض) زود که ديريست داريش
در
وعده لقا که شوم من فداي تو
شهد لطفي گاه پنهان ميکند
در
زهر قهر
لطف پنهان ميچشم از من چنين ميخواهد او
صفحه قبل
1
...
4640
4641
4642
4643
4644
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن