167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • آفرين بر ديده حق بين ما کاندر جحيم
    در تماشاي بهشت جاودان افتاده ايم
  • راه دوزخ پيش داريم و بسرعت ميرويم
    بي محابا خويشتن را در خطر افکنده ايم
  • چه ميشود که مقيم در جناب تو باشم
    سگ جناب تو باشم رقيب باب تو باشم
  • چه ميشود که شب و روز گرد کوي تو گردم
    در انتظار برافکندن نقاب تو باشم
  • چه ميشود که گهي از در عتاب درآئي
    که از قصور نه شايسته خطاب تو باشم
  • گر هواي لاله و گل داري از خون جگر
    بادها در چشم دارم داغها پيدا کنم
  • بميان اشک غرقم چو صدف ببحر ليکن
    چو تو در برم نباشي تهيم گهر ندارم
  • مستغرق ديدار شده در بر جانان
    آسوده ز اقرار و ز انکار بميرم
  • بشتاب و بده يکدو سه ساغر ز پي هم
    مپسند که در ميکده هشيار بميرم
  • آن يار بکس رخ ننمايد چه توان کرد
    بگذار که در حسرت ديدار بميرم
  • گفتار خود اي (فيض) بکردار بيارا
    مگذار که در زخرف گفتار بميرم
  • تا آتش عشق رخت در جان و دل افروختيم
    ديديم گرميها ز غم از خوشدلي واسوختيم
  • جمال دوست در صحراي هستي چون تجلي کرد
    وجود خويش را از خويشتن کندم خوشا حالم
  • خيالش در نظر پيوسته هست اما پسندم نيست
    بديدار جمالش آرزومندم خوشا حالم
  • برون عالم فاني بديدم عالمي باقي
    از اين عالم برون جستم در آن عالم فرو رفتم
  • نمي پيچم در زهاد و عباد
    هم از اينها هم از آنها گذشتيم
  • چو در اقليم بيجاني رسيديم
    ز راه و منزل و مأوا گذشتيم
  • در گوش ما فتاد بناگه نداي کن
    جستيم از عدم بنداي تو آمديم
  • اين راه پرنشيب و فراز خطير را
    در آرزوي وصل و لقاي تو آمديم
  • امر امر تست هر چه تو گوئي چنان کنيم
    در دايره قدر بقضاي تو آمديم
  • بي فيض تو ز (فيض) نيايد نفس زدن
    در فن شاعري برضاي تو آمديم
  • پرسند گر از ما که چه ديديد در آنروز
    گوئيم که ديديدم جمالي و نديديم
  • يک چند در آرامگه عالم بالا
    با خيل ملک خوشدل و آسوده چريديم
  • تشريف خرد قامت ما را چو بيار است
    در دام که محنت ابليس فتيديم
  • الا يا ايها الاحباب اغيثوني اغيثوني
    که در ظلمت سراي تن غريب و زار و مهجورم