167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • چند باشم زنده در گور فراق
    يا بکش يا وصل يا گوري دگر
  • بهر سو چشم بگشادم جمالت جلوه گرديدم
    بهر بستر که بغنودم خيالت يافتم در بر
  • نهنگ عشق دل را لقمه کرد
    چو افتادم در اين درياي پرشور
  • آمدم کآتش زنم در بيخ جبر و اختيار
    تا بسوزد شرک و گردد نور توحيد آشکار
  • آمدم فاني شوم در ساقي جام الست
    تا بقا يابم بدان ساقي بمانم پايدار
  • آمدم تا سرگشايم باده هاي کهنه را
    تا نماند در ميان عاقلان يک هوشيار
  • آمدم تا بر سر رندان بريزم بادها
    تا نه در ميخانها مخمور ماند ني خمار
  • بود عقل و هوش يارم بردم از سر هوش يار
    در طريق عشقبازي هستم اما هوشيار
  • بارها گفتم که بارت ميکشم باري بده
    بر درت يکبار بارم داردم در زير بار
  • روزگار من گذشت و روزگار من گذشت
    حاليا در ماتم خود ميگذارم روزگار
  • از آن شراب که گر منکري از آن بچشد
    برغم انف خودش در زمان کند اقرار
  • فروغ نور جمال تو در دل بيدار
    زدود ز آينه کون ظلمت اغيار
  • بسوخت غير سراسر در آتش غيرت
    منادي لمن الملک واحد قهار
  • شروق نور ازل شد چو در دلي تابان
    ز اهل دل بربايد بصيرت و ابصار
  • چه دست باز شود عز فرد بي پايان
    کجا بماند از اغيار در جهان آثار
  • ثناي او مشنو (فيض) خرز گفته او
    که نيست در دو جهان غير ذات او ديار
  • يکرنگ شويم در غم هم
    تا غم شادي و گل شود خار
  • دادند بدست خلق ما را
    پا بسته فتاده ايم در کار
  • شب همه شب زاري بر در پروردگار
    روز چو شد ياري خسته دلان فکار
  • داد گدائي بده بر در الله دوست
    داد گدايان بده از مدد کردگار
  • غم ز دل خستگان تا بتواني ببر
    بر در حق نالها تا بتواني بيار
  • باش چو در محفلي دل بخدا رو بخلق
    چونکه بخلوت روي روي دلت سوي يار
  • روز روشن در ره افتادم به چاه
    کور گشتم از قضا دستم تو گير
  • در ره عصيان بسر گشتم بسي
    تا که افتادم ز پا دستم تو گير
  • چنگ در لطفت زنم هر دم مباد
    کردم از وصلت جدا دستم تو گير