نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
هر که مست شراب دنيا شد
تا ابد
در
خمار خواهد بود
در
ازل شرم اگر نشد روزيش
تا ابد شرمسار خواهد بود
(فيض) بيهوده کني جان تا کي
جان دهي
در
ره جانان چه شود
جرمها بخشيده و عيب ها پوشيده
در
وفا کوشيده من عطاياک فزد
عفوها فرموده لطف ها بنموده
در
کرم افزوده من عطاياک فزد
آفريدي به کرم پروريدي به نعم
مگذارم
در
غم من عطاياک فزد
روي
در
روي يار بايد کرد
پشت بر کار و بار بايد کرد
در
سرت گر هواي فردوسست
با هوا کار زار بايد کرد
در
عالم عقل آنکو چشم و دل او وا شد
گلهاي طرب چيند اسرار عجب بيند
سرباز درين نعمت تن ده بغم و محنت
در
تربيت جان کوش تن گرچه تعب بيند
گر رنج برد حاجي صد گنج برد حاجي
سهلست اگر
در
ره يغماي عرب بيند
محنت اين سرا بکش ريح نجات ميرسد
در
ظلمات صبر کن آب حيات ميرسد
بهر حلاوت حيات تن به نبات عشق ده
چوب چو
در
شکر رسد شاخ نبات ميرسد
حج بگذار اگر ترا هست توان و طاقتي
در
ره کعبه حاج را صد برکات ميرسد
عشق بورز اي پسر
در
ره عشق باز سر
کشته عشق دوست را تازه حيات ميرسد
در
ره حق ثبات ورز تا برسي بدوست (فيض)
عذر فتور خواستن کي بثبات ميرسد
خوش باش اي (فيض)
در
گذار است
گر شادي و گر غمست چون باد
از پي آن نگار خواهم شد
در
ره او غبار خواهم شد
خون دل را ز ديده خواهم ريخت
در
غم عشق زار خواهم شد
دم بدم صور عشق
در
دل من
عقده را به نفخه بگشايد
ز ترک کام کام دل گرفتم
چو
در
دوزخ شدم دوزخ چنان شد
زخواهش چون گذشتي
در
بهشتي
مکرر من چنين کردم چنان شد
مرا
در
خواب کرد انفاس و بگذشت
ز خود غافل شدم تا کاروان شد
آب حيوان که خضر
در
ظلماتش ميجست
بجز از عشق نبود اين خبر از غيب رسيد
آخر الامر بگرداب بلا تن
در
داد
آنکه با ترس نظر بر لب دريا مي کرد
صفحه قبل
1
...
4618
4619
4620
4621
4622
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن