نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
در
زمين دل نهال غم نشانيدم دگر
بو که بعد از روزگاري خرمي بار آورد
گر به بيند منکر عشاق خورشيد رخش
مو بمويش ذره ذره
در
دم اقرار آورد
يک نشانهاي وصالش ميرسد هردم بدل
اين نشانها پاي دل
در
حلقه زنجير کرد
در
آتش عشقت (فيض) ميسوزد و ميسازد
تا جان برهت بازم پروانه چنين بايد
غم آمد مايه شادي
در
اين راه
خوشا آندل که غمرا خانه باشد
مبادا غم دلي را جز دل من
که جاي گنج
در
ويرانه باشد
عاشق حسن مجازي عقل را
در
عشق باخت
حسن شد سوي حقيقت او چنين ديوانه ماند
زود از درم درآي که تابم دگر نماند
مي
در
پياله کن که شرابم دگر نماند
آسودگي نماند دگر
در
سراي تن
بيزار گشتم از خود و خوابم دگر نماند
ديريست درد ميکشم از عيش روزگار
در
جام خوشدلي مي نابم دگر نماند
در
جست و جوي آب کرم برو بحر را
گشتم بسي بسر که سرابم دگر نماند
چند اوقات شود صرف جهان فاني
نه
در
انديشه آغاز و نه پايان گذرد
عقل خودبين افکند
در
دل ز فکرت عقدها
عشق را نازم که دستش عقدها فک ميکند
افسدوهاست شه عشق که
در
قريه دل
هر چه يابد همه را بيخود و مدهوش کند
هست درو بحرها موج زنان وين عجب
بحر بود
در
صدف عشق چها ميدهد
نه هر دل عشق را
در
خورد باشد
نه هر کس شيوه اين کار داند
در
ره چون تو غمگساري اگر
دل و جانم فدا شود چه شود
اين سبو بشکند
در
اين دريا
بحر بي منتها شود چه شود
فکني ز آن لب شيرين شوري
در
نهاد شکرستان چه شود
در
باغ جمالت گل و ريحان فراوان
يک مردم چشمي بچريدن نگذارند
در
آرزوي آب حيات از لب لعلت
لب تشنه بمرديم و مکيدن نگذارند
عشاق جگر سوخته داغ غمت را
در
حسن و جمالت نگريدن نگذارند
پرواز کند طاير جان سوي جنابت
در
آرزوي وصل و رسيدن نگذارند
بيهوده پر و بال معارف چه گشائيم
در
ساحت عز تو پريدن نگذراند
تو
در
نظر و (فيض) ز ديدار تو محروم
غرق مي وصليم و چشيدن نگذارند
صفحه قبل
1
...
4616
4617
4618
4619
4620
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن