نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
چون رسد بر لب نرفته
در
دهن
مو بمويم جان و تن مستي کند
باده اي خواهم که از بوي خوشش
عشق حق
در
جان من مستي کند
باده اي کان بيخ غم را بر کند
حزن
در
بيت الحزن مستي کند
غلغل آن چون فتد
در
آسمان
هم زمين و هم زمن مستي کند
گر وزد بوئي از آن بر کوه قاف
جان عنقا
در
بدن مستي کند
هر جا دلي که عشق تو
در
وي کند نزول
هوشش ربايد و خردش مست ميکند
تا ديده اش گشايد
در
ظلمت افکند
تا سر بلند گردد پا پست ميکند
آن دل که توئي
در
وي غمخانه چرا باشد
چون گشت ستون مسند حنانه چرا باشد
زاهد چو کند جانان چون نيست تنش را جان
در
کالبد بي جان جانانه چرا باشد
شوريده صحرائي
در
خانه چسان باشد
از عقل چو شد برتر فرزانه چسان باشد
حديث واعظ پر گو نه
در
خور (فيض) است
بيا بخوان غزلي تا دلم بياسايد
بر درگه تو حاجت خلقان روا شود
آنرا که تو براني ازين
در
کجا شود
آنرا که رد کني ز
در
خويش بولهب
وانکو تواش قبول کني مصطفي شود
در
بندگيت هر که ره صبر مي رود
او از حضيض صبر بر اوج رضا شود
گر هر چه آوريم بدين
در
همان بريم
اي واي ما که روز قيامت چها شود
ما بنده
در
تو و شرمنده توايم
داري روا که عاقبت ما هبا شود
(فيض) را از مي وصلت قدحي ده سرشار
تا که
در
مستي عشق تو بماند جاويد
با دوست مگو رازي هر چند امين باشد
شايد ز برون
در
دشمن بکمين باشد
از حسن و جمالش گر رمزي بدلم گويد
در
سينه نگه دارم تا پرده نشين باشد
گفتم چکنم با دل تا غم نبود
در
وي
گفتا غم من دارد بگذار غمين باشد
گر روي تو
در
خواب نمايند بعشاق
حاشا دمي از شوق تو بيدار توان بود
درون سينه بدل راز خويش مي گويم
دمست پرده
در
او سينه رازدار بود
بآب و تاب چو آيد برون ز دل سخني
بمعني آتش و
در
صورت آبدار بود
دعا اثر نکند تا عنايتت نبود
هزار اختر سعد ار چه
در
گذار بود
دلم چو سير کند
در
حقايق ملکوت
ز وعظ واعظي و شاعريم عار بود
صفحه قبل
1
...
4610
4611
4612
4613
4614
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن