167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • شب آبستن شد از املاح امروز
    چه غم تا (فيض) را در بار دارد
  • هر که در هجرت فتد ايمان بدوزخ آورد
    ور بود مؤمن بنار ايمانش محکمتر شود
  • هر که بيند لعل نوشين ترا وقت سخن
    در حلاوت غرق گردد سر بسر شکر شود
  • سالها بايد بگردد آفتاب و مشتري
    تا که در برج سعادت نطفه حيدر شود
  • بي جمال عالم آرايش نيارم زيستن
    عمر بيحاصل مگر در انتظارم بگذرد
  • گر سرآيد يک نفس بيدوست کي آيد بکف
    در تلافي عمرها گر بيشمارم بگذرد
  • در دل و جان داده ام جاي خيالش بر دوام
    اشگ نگذارد بچشم اشگبارم بگذرد
  • تا بکي بي باده و مطرب مدارم بگذرد
    تا بکي در نيک نامي روزگارم بگذرد
  • در خيالم مي نگارم بعد ازين نقش بتي
    تا بکي عمر گرامي بي نگارم بگذرد
  • در غم بيهوده سال دگر اي (فيض) چند
    سربسر امسال روز و شب چو پارم بگذرد
  • علي الصباح نويد هو الغفور رسيد
    شراب در تن مخمور جان تازه دميد
  • دلي که بودش از راه اتقوا الله بيم
    درآمد از در لاتقنطوا درو اميد
  • خرد که بود به زندان ديو و دد در بند
    کنون بمقصد صدق مليک آراميد
  • محال ديو مده در دلت ملک آمد
    مباش غافل و وقت قدوم دوست رسيد
  • بود که کوشش ما نيز در قلم باشد
    تو از سعادت روز ازل مشو نوميد
  • بزار بر در رحمان و منتظر ميباش
    که اينک از يمن قدس نفخه نفخه وزيد
  • عشق صوري عجبي در دل افسرده دميد
    مرگ را سر ببريدند و حياتم دادند
  • چه گشادي که شد از دولت عشقم روزي
    شکر لله که در اين شيوه ثباتم دادند
  • بوي رحمان که در آفاق جهان مستترست
    عطر آن روح فزاي دل مسکين آمد
  • عارف ز روي خوب به بيند خداي را
    با چشم غيرتش چو نظر در جبال کرد
  • رو دل بدست آر بسعي از گداز تن
    تن در گذار تا ندهي دل نمي شود
  • تن گر دهي بآنچه نوشته است در ازل
    رنجي که ميرسد به تو باطل نمي شود
  • از مستي الست خماريست در الست
    سر را ازين خمار بجامي که مي خرد
  • فرموده که سجده کن و نزديک شو بمن
    در قرب حق بسجده مقامي که مي خرد
  • نامي برآورد که شود در رهش شهيد
    جاني که مي فروشد و نامي که مي خرد