167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • رهبت دل ز تست در مرهوب
    سطوت تست هر چه مرهوبست
  • در حقيقت توئي حبيب او را
    گر چه يوسف حبيب يعقوبست
  • همه در کار تو و بهر تست
    عمر و صبر ار ز نوح و ايوبست
  • در صورت اگر چه بس حقيريم
    ما را بر دو کون پادشاهيست
  • نسرشته اند در گلم الا هواي دوست
    سر تا بپاي من همه هست از براي دوست
  • دل از براي آنکه به بندم بعشق او
    سر از براي آنکه دهم در هواي دوست
  • دست از براي آنکه بدامان او زنم
    پاي از براي آنکه روم در رضاي دوست
  • بوئي ز کوي دوست گر آيد بسوي ما
    در يکنفس ز خويش توان شد بسوي دوست
  • چل سال راه رفتي و در گام اولي
    اي (فيض) هيچ شرم نداري ز روي دوست
  • آب حيات هست نهان در دهان يار
    بوس لبي و عمر فراوانم آرزوست
  • لب نه مرا بلب که کشم آب زندگي
    در عين نور چشمه حيوانم آرزوست
  • مرغ دلم در قفس تن بمرد
    بال پر و جان زدنم آرزوست
  • عشق مهل (فيض) که با جان رود
    زندگي در کفنم آرزوست
  • چو اختيار ندادند بنده را در کار
    خنک کسي که بمختار اختيار گذاشت
  • جواهر و در و زيور ابر کف حوران
    نثار روي ترا ز آسمان طبق طبق است
  • ز شور عشق مرا در سرست شور قيامت
    تو اي که عشق نداري برو براه سلامت
  • ز مرگ باک ندارم در آن غمي که نشيند
    بخاکم ار گذري بر دلت غبار ندامت
  • عشقت اندر دوزخ اندازد که لذت ميبري
    در بهشتت گر دهد جا عقل بي آزار نيست
  • هر که باشد هر چه خواهد در حق ما گوبگو
    سرزنشهاي ملامت عاشقان را عار نيست
  • گه خيال روي او گاهي خيال خوي او
    در سر شوريده عاشق بهشت و نار هست
  • اي که نظاره بگلهاي گلستان ميکني
    ديده جان را جلا ده در دلت گلزار هست
  • عمر در بيهوده شد صرف و نشد کاري تمام
    روزگار دل سرآمد روزگار از دست رفت
  • پار ميگفتم که در آينده خواهم کرد کار
    سربسر امسال وقتم همچو پار از دست رفت
  • فرصت آن نيست ساقي باده در ساغر کني
    تا کني سامان مستي نوبهار از دست رفت
  • آمدم تا شهريار از شوق روي شهريار
    در نظاره شهريارم شهريار از دست رفت