نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
بر رخم بسته تا بکي
در
وصل
افتتح يا مفتح الابواب
بيا از يکديگر کامي بگيريم
فلک
در
خواب و ما بيدار امشب
در
راه عشقت از پا فتادم
رحمي که زارم درياب درياب
خون دل تا بکي بديده برم
چون کنم
در
جگر ندارم آب
در
وصلت چو بسته اي بر (فيض)
افتح يا مفتح الابواب
گفتم چه باشد نزد من آئي
در
خدمت تو باشم يک امشب
گفتا بيايم منزل کدامست
گفتي که شد روز
در
چشمم آن شب
گفتم لبت را يعني ببوسم
شد
در
حيا زد انگشت بر لب
در
سوز دل ماند از حسرتش (فيض)
با آه و ناله با بانگ يارب
دل بکن جانا از اين دير خراب
کاسمان
در
رفتنت دارد شتاب
گر نکندي بسته ماند اينجا دلت
تو بماني بيدل آنجا
در
عذاب
آيدت هر دم سرابي
در
نظر
سوي آن راني بتعجيل و شتاب
فاش ببين که دعا روي خدا
در
اوليا
بهر جمال کبريا آئينه صفا طلب
مفلس بينوا بيا از
در
ما بجوا نوا
صاحب مدعا بيا از دم ما دعا طلب
جلوهاي معنيش جان
در
دل سامع کند
تا حيات تازه يابد گردد از حق کامياب
زانچه ميجوئي بروز و شب نشان
در
بر تو حاضر است او روز و شب
تار و پود هيکلت او مي تند
در
دلت از وي فتد شور و شغب
يکنفس از ديدنش فارغ مباش
در
لقا يکدم مياسا از طلب
هر کسي
در
غور اين کم ميرسد
گر رسيدي تو بدين مگشاي لب
گنج ابدي پيروي حق و عبادت
مفتاح
در
خير نمازي بجماعت
طاعت نپذيرند
در
آن نيست چه تقوي
زنهار مکن معصيتي داخل طاعت
گوئي همه جا عيب کسانرا بعلالا
در
خويش نه بيني شره و بخل و شراست
اصلاح خود اوليست ز دلها خبرت نيست
در
کار کسان کار مفرماي کياست
از من غريب نيست که سوزم
در
آتشت
ور تو دهي بنزد خودت جا غريب نيست
از حد خود زياده اگر ميکنم طلب
در
حضرت کريم تمنا غريب نيست
صفحه قبل
1
...
4598
4599
4600
4601
4602
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن