167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

توصيفات مسعود سعد سلمان

  • تا سرير و تاج باشد در جهان
    باد ازو افراخته تاج و سرير
  • من ز بهر سماع خواهم گوش
    بي سماعم مدار در هر حال
  • شه ملک ارسلان که عالم را
    غرقه کردست در عطاي فره
  • مي خور و در ساز گيتي دل مبند
    ساز گيتي خود همي سازد خداي
  • رام روز است بخت و دولت رام
    اي دلارام خيز و در ده جام
  • اين باده را اگر نه چنين باشدي بدانک
    اين منزلت نبودي در بزم شهريار
  • در بوستان نشين و مي لعل نوش
    زيرا که سبز گشت همه بوستان
  • شکر جوي از جود خورشيد ملوک
    مدح خوان در صدر سلطان جهان
  • اي آفتاب روي بده باده اي که آن
    در روشني حکايت گويد ز آفتاب
  • بر ياد خسروي که چو مي ياد او خورم
    آب حيات گردد در دست من شراب
  • نشاط و طرب تا بود در جهان
    دلش باد جاي نشاط و طرب
  • باده در ده که عمر بي باده
    نيست نزديک بخردان محسوب
  • ديوان فيض کاشاني

  • کردي تجلي بي نقاب تابانتر از صد آفتاب
    ما را فکندي در حجاب از ابر استدلالها
  • آثار خود کردي عيان در گلشن حسن بتان
    تا سوي حسن بي نشان جانها گشايد بالها
  • هان رستخيز جان رسيد شد در بدن زلزالها
    افکند تن اثقالها بگشود جانرا بالها
  • گفت اين زمين اخبارها وحي آمدش در کارها
    از «ربک اوحي لها» کرد او عيان احوالها
  • جان مرا جان توئي لعل مرا کان توئي
    در دل ويران توئي گنج نهاني مرا
  • اي گشاد بندهاي بسته تو
    بسته تو بند ما در زاد ما
  • اي که هستي در دل ما روز و شب
    وقت جوش لطف ميکن ياد ما
  • آتشي از عشق خود در ما زدي
    تا بسوزي هم دل و هم جان ما
  • خوش بسوزان ما در اين آتش خوشيم
    تيزتر کن آتش سوزان ما
  • اي بما آثار صنع تو بديد
    وي تو پنهان در درون جان ما
  • تکبير چون کنيم مجال سوي مده
    در ديده بصيرت والا مقام ما
  • وقت رکوع مستي ما را زياده کن
    در سجده ساز ذروه اعلي مقام ما
  • در لجه شهود شهادت غريق کن
    از ما بگير مائي ما سلام ما