نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
در
ديده من از مرگ تو خونها دارم
بر مرگ تو تا به مرگ خونها بخورم
در
آتش و آب خواب شب کي يابم
ترسم چو چراغ مرگ باشد خوابم
در
خواب گه از دل به شب آتش بيزم
چون خاکستر هر روز ز آتش خيزم
شب ز انده تو همي نيايد خوابم
بر جامه ز غم چو گوي
در
طبطابم
در
خوش دارم طمع دگرگون نکنم
چون صبر ضرورتست پس چون نکنم
از ديده و دل
در
آتش و آب شدم
بر جام چو بر آينه سيماب شدم
تا روز همه شب از هوس بيدارم
تا شب همه روز
در
غم و تيمارم
امروز
در
اين حبس من آن ممتحنم
کز خواري کس گوش ندارد سخنم
عمري بدو کف دو رخ نگارا خستم
نوميدي جان به درد دل
در
بستم
آن مرد که
در
سخن جهانيست منم
آن گوهر قيمتي که کانيست منم
آن شير که
در
صورت مرديست منم
پس چون که به هر جاي که درديست منم
روزان و شبان
در
آن غم و تيمارم
کاسرار تو را چگونه پنهان دارم
اي جان جهان تا خبرت يافته ام
دل را همه
در
رهگذرت يافته ام
نشگفت ز بس که
در
دل آتش دارم
کز ديده چو شمع اشک آتش بارم
چون زاغ همه نشست بر شخ دارم
در
يکدو گز آب ريزو مطبخ دارم
از آرزوي خيال جان افروزم
در
آرزوي خواب شبي تا روزم
در
سمجي چون توانم آراميدن
کز تنگي آن نمي توان خسبيدن
يارب که همي به چشم خواهم ديدن
جايي که
در
او فراخ بتوان ديدن
در
اشک چهار شاخ آن شاخ سمن
شد باز چهار شاخ کفته رخ من
با کس غم تو بيش نخواهم گفتم
وين
در
دو ديده هم نخواهم سفتن
از چشم من ار سرشک بتوان رفتن
بس
در
گرانمايه که بتوان سفتن
در
خدمت طاهر علي بارم جان
کز خدمت طاهر علي دارم جان
هر صبحدمي روان نهم بر کف دست
در
خدمت طاهر علي آرم جان
ايزد که همي کرد مرکب تن و جان
در
هر عضوي مصلحتي کرد نهان
گريان گريان
در
تو بزاري نگران
کاين محنت من نخواهد آمد به کران
صفحه قبل
1
...
4590
4591
4592
4593
4594
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن