نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
بورشد رشيد کز فلک ماه آورد
جان اعدا ز گناه
در
چاه آورد
تا دعوت دولت تو
در
گوشم شد
هر زهر که داد بخت بدنوشم شد
آن روز که گفته تو
در
گوشم شد
از نغمت پاک خود فراموشم شد
پس بخشش نوساخته اسبابم کرد
واندر زندان به ناز
در
خوابم کرد
بر هم زده بود عشقت اسباب خرد
در
دفتر باز يافتم باب خرد
چون
در
چشمم ز حسن تو زيبي زد
آن تافته زلف بر دلم شيبي زد
در
زندان نهان رايگانم که دهد
آبم متعذرست نانم که دهد
ترسم ما را ستارگان چشم کنند
تا زود رسد ز دور
در
وصل گزند
خواهي تو که روز نايد اي سرو بلند
زلف سيه دراز
در
شب پيوند
در
هند کمال جود موجود آمد
صد کوکبه شجاعت و جود آمد
بر چرخ ستاره اي که مسعود آمد
در
طالع شيرزاد مسعود آمد
سوزند سپند و نام ايزد خوانند
بر مرکب شيرزاد
در
افشانند
آن را که ز بخت دستياري باشد
بايد که ز طبع
در
بهاري باشد
در
عشق تو جانم انده ناب خورد
وز ديده من فراق تو خواب خورد
در
باغ هنر تخم وفا کاشت خرد
تن را به هواي خويش بگذاشت خرد
اي اول وصلت آخرين مايه عمر
در
جستن سود وصل شد مايه عمر
سلطان ملک است
در
دل سلطان نور
هر روز کند به روي او سلطان سور
سيبت ز نخ و چهي بدان سيب اندر
در
سيب شگفت نيست چاه اي دلبر
اي روي تو آفتاب و من نيلوفر
چون نيلوفر
در
آبم از ديده تر
در
عشق تو همچو ابر مي گريم زار
وز درد چو برگ زرد دارم رخسار
پيوست فلک با من پيکار دگر
از يک غارم کشيد
در
غار دگر
اي بر طاعت ز خلق
در
کار دگر
بنماي مرا جهان به يک بار دگر
اي لاله چرا جامه دريدي
در
بر
از يار جداييد چو مسعود مگر
مشکين کله تو گر شبست اي دلدار
خورشيد
در
او چرا گرفته ست قرار
تا ديده ام آن روي چو خورشيد انور
در
آبم از اين دو ديده چون نيلوفر
صفحه قبل
1
...
4588
4589
4590
4591
4592
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن