نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.20 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
خوب سعي و نکو بضاعت خويش
همه
در
باب من عيان کردي
که کسي با تو
در
همه گيتي
گر يکي زين کند تو نپسندي
هر چه
در
تو کنند گنده کني
اي شگفتي نکو خداوندي
من آن عدلم درين معني به گفتار
که
در
گيتي بخوانندم عدالت
آمرزشي بخواه شود عفو جرم تو
اين گفت
در
کريم نبي کردگار گفت
ديده گر
در
فراق خون بارد
حق او هم تمام نگزارد
همه شب
در
هوس همي باشم
که نبايد که عهد بگذرد
در
همه گر کبوتري بينم
گويم از دوست نامه اي آرد
مرا
در
غم فرقتت اي پسر
دو ديده چو ابرست و دامن شمر
دو چشمم بمانده به هنجار راه
دو گوشم بمانده به آواز
در
اميد وصال ار نبودي مرا
که روزي درآيي ز
در
اي پسر
اي نرگس بيمار تو بر خواب چو نرگس
چشمم همه شب
در
غم بيمار تو بيدار
باشد که من از جور تو
در
پيش شهنشه
جامه بدرم روز مظالم به گه بار
چندان غم و اندوه فراز آمده
در
دل
کاندوده شده انده و غم يک بدگر بر
تا هجر نشسته ست به نزديک تو ساکن
اين وصل سراسيمه بماند دست به
در
بر
در
بزم پادشا نگر اين کاروبار گل
وين باده بين شده به طرب دستيار گل
نشاط اندر آمد ز
در
چون نسيم
ز روزن برون رفت چون درد و غم
افکنده گشته دشمن و افتاده دوست مست
در
رزمگاه من بود و بزمگاه من
هر چند که کردي پسرا عيش مرا تلخ
در
جمله همي گويم شيرين پسري تو
بيدادگري کم کن و انديش که امروز
در
حضرت شاه ملک دادگري تو
کي بينمت که پردگي و نازنين شدي
کي يابمت که
در
دهن اژدها شدي
بر کار به جز زبان نمانده ست مرا
در
تن گويي که جان نمانده ست مرا
گر بند کند راي بلند تو مرا
در
جمله پسنده است پسند تو مرا
در
حبس مرنج با چنين آهن ها
صالح بي تو چگونه باشم تنها
امروز چو کس نيست به جاي تو مرا
در
جمله چه بهتر از رضاي تو مرا
صفحه قبل
1
...
4585
4586
4587
4588
4589
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن