نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
در
نوردد زمين همي بتگي
اينت محکم پيي و سخت رگي
باز چون نعره بر سوار زند
خاک
در
چشم روزگار کند
دل او
در
هواي من گردد
همه گرد رضاي من گردد
خرم و شادمان همي باشد
سيم و زر
در
جهان همي پاشد
هر سخن کو بگويد از هر
در
چون گهر بايدش نشاند به زر
چون ز مي دلش مست و خرم شد
جد و هزلش تمام
در
هم شد
رسم مجلس چو او نداند کس
در
لطافت بدو نماند کس
شاه را طبع
در
نشاط آرد
مي که با او خورند بگوارد
خواهد از شاه تا قمار کند
ببرد سيم و
در
کنار کند
ماهو آن سيد ستوده خصال
باشد آهسته طبع
در
همه حال
در
همه کارها کند انجاح
نبود مثل او به هزل و مزاح
دلش ار گه گهي گران گردد
در
سر او هميشه آن گردد
آرد گيلانش از براش بود
در
همه يک دو مشت ماش بود
در
طرب همچو گل همي خندد
هر چه او گفت شاه بپسندد
گر چه او را به سالها زين پيش
هوسي کرده بود
در
سر خويش
تندرستي چو
در
دهان دارد
شه بر او اعتماد جان دارد
در
همه حال آشکار و نهان
علم ابدان شناسد و اديان
امر و نهي از امارتش خيزد
زر و
در
از عبارتش ريزد
در
همه حال سيم دارد دوست
قلتباني از آتش عادت و خوست
آنکه
در
حکم او بود شب و روز
برفشاند به روي گنبد گوز
شاه خلعت دهدش
در
پوشد
چون برون شد ز کوشک بفروشد
چون نشست و قمار
در
پيوست
از بغل که بريده بادش دست
شوله برداشته دوان چون سگ
از پس او مجاهران
در
تگ
هر چه از جود شه به کف کند او
در
خرابات ها تلف کند او
در
سرود حزين که بردارد
لب و دندان او شکر بارد
صفحه قبل
1
...
4578
4579
4580
4581
4582
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن